تبليغاتX
حادثه نویس
کاغذ مچاله های یک خبرنگار

سارقان با تقليد صدا و انتقال تلفن‌بانك 425 ميليون تومان سرقت كردند

نقد كردن 50 فقره چك رمزدار در 4 ساعت

حادثه نویس: سه سارق حرفه‌اي كه با همدستي كارمند بانكي در كرج و تقليد صداي مسئولان بانك اقدام به سرقت 425 ميليون تومان پول از حساب شعبه‌اي در اين شهر كرده بودند، دستگير شدند.

اين سارقان با نقشه قبلي و قطع سيم ‌تلفن بانك طي چهار ساعت 50 فقره چك رمزدار با رمز اين بانك نقد كردند.

طرح شكايت

اسفند‌ماه سال گذشته مسئولان بانكي در كرج با مراجعه به ماموران از سرقت 425 ميليون تومان پول از بانك خبر دادند.

آنها در شكايت خود عنوان كردند، صبح امروز (روز حادثه) از ساعت 7 تا 11 تلفن بانك قطع شد و در حالي كه ماموران اداره مخابرات در حال تعمير شبكه بودند، 50 فقره چك رمزدار به ارزش 425 ميليون تومان از بانك‌هاي مختلف تهران و كرج با رمز اين بانك نقد شده است.

با طرح اين شكايت و با دستور فرمانده انتظامي استان تهران پرونده براي رسيدگي در اختيار ماموران اداره عمليات ويژه آگاهي كرج قرار گرفت. كارآگاهان در بررسي‌هاي اوليه دريافتند چك‌هاي رمز‌دار كه با رمز اين بانك نقد شده براي پنج حساب سيبا صادر شده بود. افتتاح‌كنندگان حساب نيز براي اينكه ردي از خود باقي نگذارند از شناسنامه‌هاي جعلي استفاده كرده بودند.

كشف اولين چك‌ها

ماموران كه براي دستگيري سارقان هيچ سرنخي در دست نداشتند موضوع را به تمام بانك‌ها اطلاع دادند تا بتوانند سارقان را هنگام مراجعه به بانك براي نقد كردن چك‌ها دستگير كنند.

پس از چند روز به ماموران اطلاع داده شد سارقان پس از نقد كردن بيش از 350 ميليون تومان از چك‌ها براي دريافت مبلغ چك 70 ميليون توماني به بانكي در تهران مراجعه كرده‌اند.

سارقان خود را نماينده شركت اميدان معرفي كرده بودند.

يكي از كارمندان شماره پلاك خودروي آنها را يادداشت كرد. با به دست آمدن اين سرنخ ماموران با كمك راهنمايي و رانندگي شماره خودرو را بررسي كرده و پي بردند خودرو متعلق به يك موسسه كرايه اتومبيل در كرج است.

راننده خودرو در بازجويي‌ها ادعا كرد، چند جوان خودروي او را به مقصد تهران كرايه كردند. آنها براي گرفتن پول وارد بانكي شده و پس از نقد كردن چك موضوع را به يكي از دوستانشان تلفني اعلام كردند.

با اطلاعاتي كه راننده آژانس در اختيار ماموران قرار داده بود، آنها بررسي تماس‌هاي كاركنان بانكي كه از آن سرقت شده را در دستور كار خود قرار دادند و متوجه شدند در زمان نقد كردن چك‌ها، چندين تماس تلفني با يكي از كارمندان بانك برقرار شده است. كارمند بانك در بازجويي ابتدا منكر هرگونه اطلاعي از ماجرا شد اما در ادامه بازجويي‌ها به جعل چك‌هاي رمزدار و طراحي نقشه‌ براي نقد كردن آنها اعتراف كرد. وي با همدستي سه سارق و با اطلاع از مراحل صدور و نقد كردن چك‌هاي رمزدار توانسته بود نقشه سرقت را طراحي كند.

متهمان در ابتدا پنج چك به مبلغ 85 ميليون تومان جعل كرده بودند. آنها روز قبل از سر رسيد چك‌ها با پوشيدن لباس كارمندان مخابرات به محل بانكي كه چك‌هاي رمزدار به نام آن جعل شده رفته و پس از قطع سيم تلفن بانك، آن را به بالاي درختي در كنار بانك منتقل كردند. سارقان سپس با استفاده از تلفن بانك ارتباط‌هاي خود را براي سرقت برقرار كردند.

پس از اين ارتباط ديگر اعضاي باند براي نقد كردن چك‌ها به شعب بانك‌هاي ديگر رفتند و چك‌هاي رمز‌دار را براي نقد كردن ارائه كردند. مسئولان بانك نيز براي گرفتن تائيديه با شعبه مبدأ تماس گرفتند كه به جاي كارمندان بانك سارقان به تلفن پاسخ داده و چك‌ها را تائيد كردند.

به گفته سردار رضا زارعي فرمانده انتظامي استان تهران، اعضا نقشه سرقت را چنان حساب شده طراحي كرده بودند كه هرگز احتمال نمي‌دادند نقشه آنها فاش شود. آنها براي آنكه تماس‌گيرندگان ساير بانك‌ها به موضوع مشكوك نشوند صداي مسئولان بانك را تقليد كرده بودند و به نحوي اين كار ماهرانه صورت گرفته بود كه هيچ كس به آنها مشكوك نشده بود.

با دستگيري متهمان كه يك كارمند بانك و سه نفر ديگر هستند پرونده آنها براي محاكمه به دادگاه عمومي كرج فرستاده شد.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اردیبهشت 1384ساعت 17:38  توسط خبرنگار حادثه  | 

كلاهبردارى با سوءاستفاده از لباس روحانيت
110145.jpg
حادثه نویس مرد جوانى كه با پوشيدن لباس روحانيت و سوءاستفاده از اين لباس كلاهبردارى مى كرد، بازداشت شد. ماموران نيروى انتظامى روز يكشنبه هنگام گشت زنى در اتوبان آزادگان به سرنشينان يك خودروى پرايد مشكوك شده كه در بررسى شماره پلاك آن مشخص شد، ماشين از سوى پليس تحت تعقيب است. ماموران سپس به دو سرنشين پرايد دستور توقف دادند كه آنها بدون توجه به اخطار پليس از محل فرار كردند. راننده پرايد پس از شليك يك تير هوايى از سوى ماموران كنار اتوبان توقف كرد. او سپس با رها كردن خودرويش اقدام به فرار كرد. ماموران سپس به تعقيب او پرداخته و دستگيرش كردند. همچنين در بازرسى از خودروى متهمان تعدادى تراول چك جعلى، مقدارى برنج و يك دست لباس روحانيت كشف شد. ماموران سپس دو متهم پرونده به نام هاى حسين و احمد را براى بازجويى به شعبه پنجم دادسراى امور جنايى تهران منتقل كردند كه احمد اظهار داشت: «لباس روحانيت براى يكى از دوستانش است كه به او داده به خشكشويى ببرد.» بازپرس توكلى كه متوجه تناقض گويى هاى اين مرد شده بود به تحقيقات خود ادامه داد كه احمد سرانجام لب به اعتراف گشود و به كلاهبردارى با سوءاستفاده از لباس روحانيت اعتراف كرد. هم اكنون تحقيقات از متهمان پرونده در پليس آگاهى ادامه دارد.
+ نوشته شده در  جمعه سی ام اردیبهشت 1384ساعت 15:32  توسط خبرنگار حادثه  | 

توزيع سه هزار كيلو گوشت الاغ در رستوران هاى سه شهر
 
109677.jpg
حادثه نویس: با دستگيرى پدر و پسرى در تاكستان راز توزيع سه هزار كيلو گوشت الاغ در رستوران هاى سه شهر به جاى گوشت كبابى فاش شد. متهمان در تعطيلات نوروز و آغاز مسافرت هاى نوروزى ذبح الاغ هاى پير را آغاز كرده اند.
كشف سر و دست و پاى الاغ در بيابان
اوايل فروردين ماه امسال فرد ناشناسى با مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ تاكستان تماس گرفت و از كشف تعداد زيادى دست و پا و سر الاغ خبر داد.
پس از اين گزارش گروهى از ماموران كلانترى ۱۱تاكستان براى بررسى به محل اعزام شدند كه در تحقيقات روشن شد فرد يا افرادى پس از ذبح ۲۴ الاغ استخوان هاى آنها را در گودالى در خارج شهر انداخته اند.
كارشناسان دامپزشكى نيز پس از آزمايش بقاياى لاشه الاغ ها، سن آنها را بالا تعيين كردند. با توجه به حساسيت موضوع، پرونده براى بررسى هاى بيشتر در اختيار ماموران اطلاعات نيروى انتظامى استان قزوين قرار گرفت. پيگيرى اطلاعاتى ماموران نشان مى داد، فرد يا افرادى با ذبح الاغ ها، گوشت آنها را در سطح منطقه توزيع و به فروش رسانده اند.
ماموران در ادامه تحقيقات، شناسايى دو گروه را در دستور كار خود قرار دادند. اولين گروه، توزيع كنندگان گوشت در سطح استان بودند كه تحقيقات در اين شاخه به نتيجه نرسيد. ماموران در ادامه با بررسى روستاهاى استان به شناسايى فرد يا افرادى پرداختند كه در اين مدت تعداد زيادى الاغ خريدارى كرده بودند. پس از گذشت دو هفته از آغاز تحقيقات ماموران از طريق منابع محلى دريافتند پدر و پسرى طى دو ماه اخير اقدام به خريدارى تعداد زيادى الاغ از روستاهاى مختلف كرده اند.
با به دست آمدن اين سرنخ ماموران راهى خانه اين پدر و پسر در روستايى در نزديكى تاكستان شدند. با ورود به خانه، متهمان را در حال سلاخى الاغى در حياط مشاهده كردند.
ماموران همچنين در بازرسى خانه، به ۲۰۰ كيلوگرم گوشت الاغ كه آماده توزيع شده بود، دست يافتند.
متهمان سپس به پاسگاه منتقل شدند كه در بازجويى ها لب به اعتراف گشودند و ذبح الاغ ها و فروش گوشت آنها به عنوان گوشت كبابى به ده ها رستوان شهرى و بين راهى در شهرهاى تاكستان، قزوين و كرج اعتراف كردند.
متهمان ادعا كردند، به دليل بيكارى و مشكلات مالى تصميم به اين كار گرفتيم. با جست وجو در روستاهاى مختلف ۳۰ راس الاغ پير را به قيمت ۱۰ هزار تا ۱۵ هزار تومان مى خريديم. سپس به مرور زمان به ذبح آنها دست زديم و گوشت آنها را به جاى گوشت كبابى به قيمت كيلويى دو هزار تومان به چند رستوران شهر و بين شهرى در شهرهاى كرج، تاكستان و قزوين فروختيم.
با اعتراف متهمان به توزيع سه هزار كيلوگرم گوشت الاغ طى دوماه بازپرس دادسراى عمومى و انقلاب تاكستان  آنها را با قرار قانونى روانه زندان كرد.
• تقلب در كسب
عمل ارتكابى متهمان داراى دو عنوان مجرمانه است كه قاضى دادگاه در صورت اثبات هر يك و يا هر دو جرم مى تواند آنها را محاكمه و مجازات كند. جرم صورت گرفته از سوى اين پدر و پسر كلاهبردارى و تقلب در كسب محسوب مى شود. يك جرم شناس معتقد است: «اصولاً در خصوص جرايمى كه مرتبط با كسب و كار اشخاص مى شود، وقوع جرايم تقلب در كسب محسوب مى شود. با توجه به اينكه متهمان به جاى كالاى مشخص و معينى (گوشت كبابى) كالاى ديگرى را به خريداران فروخته اند. چنين عملى بر پايه تقلب در كسب استوار است و قابل تعقيب و پيگيرى است.» محمد على نجفى توانا در ادامه درباره مجازات متهمان گفت: «پيش از اين در قانون براى عنوان تقلب در كسب به صراحت قانون مشخص داشتيم ولى متاسفانه با تغييرات به وجود آمده در اين قانون بررسى اين موضوعات در حوزه سازمان تعزيرات حكومتى قرار گرفت. مدت ها بين حقوقدانان و مراجع قضايى در خصوص اين مورد اختلاف بود كه هم اكنون مجتمعى براى رسيدگى به جرايم بهداشتى و پزشكى در هر شهر تشكيل شده است.» اين استاد دانشگاه عمل متهمان را مصداق كلاهبردارى دانست و افزود: «اگر شخصى براساس خوردن اين گوشت ها فوت كرده باشد رسيدگى به پرونده با عنوان جزايى قتل عمد هم قابل پيگيرى است.» وى افزود: «در اين پرونده خريداران گوشت به علت عدم اطلاع از نوع گوشت مقصر نبوده و عمل آنها قابل پيگرد نيست.»
اين حقوقدان در پايان تصريح كرد: «عمل متهمان از جنبه عمومى نيز قابل پيگيرى است و دادستان مى تواند براى اين پدر و پسر تقاضاى فرجام كند.»


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1384ساعت 17:16  توسط خبرنگار حادثه  | 

جعل شناسنامه  براى بردن دختر جوان به دبى
 
پليس در جست وجوى ديگر متهمان قاچاق انسان است
109407.jpg
حادثه نویس: با دستگيرى اعضاى يك باند كه قصد داشتند دختر جوانى را به صورت غير قانونى از كشور خارج كنند، تحقيقات ماموران و قاضى پرونده براى بررسى احتمال خروج غير قانونى دختران ديگر از سوى متهمان به دبى آغاز شد. صفر خاكى داديار شعبه اظهار نظر دادسراى امور جنايى تهران در خصوص فعاليت اعضاى اين باند گفت: «اين متهمان پس از فريب دخترى به نام ياسمين قصد داشتند او را به صورت غير  قانونى و به بهانه استخدام در يك شركت بزرگ از تهران به دبى منتقل كنند.»
صدور گذر نامه با شناسنامه جعلى
چندى پيش دختر جوانى به نام ويدا با مراجعه به شعبه پنجم بازپرسى دادسراى امور جنايى تهران و طرح شكايتى پرده از فعاليت اعضاى اين باند برداشت. اين دختر به بازپرس حسين توكلى گفت: «مدتى پيش براى من فرصت سفرى به خارج از كشور فراهم شد. وقتى به اداره گذرنامه رفتم و مداركم را تحويل دادم آنها ادعا كردند هفته پيش من درخواست صدور گذرنامه داده ام كه تا چند روز ديگر آماده مى شود. من تاكنون به اداره گذرنامه مراجعه نكرده ام به همين دليل احتمال مى دهم فرد ديگرى با هويت من براى خود تقاضاى گذرنامه داده است.» با طرح اين شكايت به گروهى از ماموران پليس ماموريت داده شد كه بررسى هاى خود را آغاز كنند. ماموران با حضور در اداره گذرنامه، بررسى هاى گذرنامه صادر شده را آغاز كردند كه روشن شد فردى با يك شناسنامه جعلى با هويت ويدا (شاكى) به اين اداره مراجعه كرده و تقاضاى گذرنامه براى خود كرده بود. متهم همچنين عكس خود را بر روى شناسنامه شاكى چسبانده بود.
دستگيرى دو متهم
ماموران كه هيچ ردى از متهم نداشتند در اداره گذرنامه به كمين نشستند تا به محض ورود او براى تحويل گذر نامه اش او را دستگير كنند. پس از چهار روز دختر و پسر جوانى براى تحويل گذر نامه به اين اداره مراجعه كردند و از سوى ماموران دستگير شدند. متهمان در ابتدا منكر داشتن هرگونه اطلاعى از ماجرا شدند اما در ادامه دختر جوان لب به اعتراف گشود. اين دختر ۲۴ ساله كه ياسمين نام دارد اظهار داشت: «من تبعه كشور افغانستان هستم. مدتى پيش وارد ايران شدم و در تهران با پسر ۲۸ ساله اى به نام مهران دوست شدم. چند هفته از آشنايى ما نگذشته بود كه او پيشنهاد كار در دبى را به من داد. او ادعا كرد كه دوستانش در دبى صاحب چند شركت بزرگ تجارى هستند كه من مى توانم در آنجا و با حقوق خوبى مشغول به كار شوم. من به دليل اينكه شناسنامه نداشتم و نمى توانستم گذرنامه بگيرم مهران گفت با كمك دوستانش مى تواند اين مشكل را هم حل كند. همراه او به خانه يكى از دوستانش به نام شهرام كه پزشك بود رفتيم. او از من مقدارى پول گرفت و با كمك فرد ديگرى كه در اداره ثبت احوال كار مى كند براى من شناسنامه تهيه كردند. با آن شناسنامه جعلى درخواست صدور گذر نامه دادم كه با آن موافقت شد.» پس از اعترافات اين دختر ماموران شهرام و كارمند اداره ثبت احوال را بازداشت كردند كه در تحقيق از آنها نحوه صدور شناسنامه جعلى براى اين دختر تبعه كشور افغانستان با استفاده از شناسنامه هاى باطل شده فاش شد. خاكى افزود: «كارمند اداره ثبت احوال در اظهاراتش ادعا كرده است پس از گرفتن پول و عكس از ياسمين يكى از شناسنامه هاى باطل شده را از بايگانى برداشته و به جاى عكس صاحبش عكس اين دختر را روى آن ممهور كردم.» اين كارمند متخلف در قسمت ديگرى از اعترافاتش اظهار داشته، پس از تهيه شناسنامه جعلى از روى آن كپى گرفتم و از مسئول يك دفتر خانه كه با من دوست بود خواستم كه برابر اصل بودن آن را تائيد كند. با تائيد كپى شناسنامه براى ياسمين تقاضاى صدور شناسنامه المثنى با هويت ويدا را داديم كه با آن موافقت شد. ماموران سپس مسئول دفترخانه را احضار كردند كه او از موضوع جعلى بودن كپى شناسنامه اظهار بى اطلاعى كرد. بازپرس سپس با صدور قرار وثيقه براى دو تن از متهمان آنها را آزاد كرد. با توجه به نحوه برنامه ريزى براى خروج ياسمين از سوى اعضاى اين باند و تشكيلات پيچيده و منظم متهمان براى صدور شناسنامه جعلى براى اين دختر، ماموران احتمال مى دهند اعضاى اين باند در فريب دختران جوان و انتقال غير قانونى آنها به خارج از كشور نقش داشته باشند. قاضى پرونده با بيان اين احتمال و روشن شدن نكات مبهم موجود در پرونده تحقيقات خود را براى پرونده آغاز كرد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1384ساعت 9:5  توسط خبرنگار حادثه  | 

مادر جوان نوزادش را كشت
بازگشت به ايران پس از قتل نوزاد
 
حادثه نویس: بررسى ادعاهاى دختر جوانى كه مى گويد خانواده اش فرزندش را دزديده اند، پرده از راز قتل فرزند ديگر اين زن برداشت.
پس از شكايت اين دختر، ماموران خانواده او را به اداره آگاهى احضار كردند كه آنها ادعا كردند نوزاد را تحويل شيرخوارگاه آمنه تهران داده اند تا به سرنوشت فرزند اول اين دختر كه در عراق كشته شده است دچار نشود.
• فرزندم را ربودند
۱۸ فروردين ماه امسال دختر جوانى به نام معصومه به شعبه ششم بازپرسى دادسراى امور جنايى تهران مراجعه كرد و از خانواده اش به اتهام ربودن نوزاد ۱۵ روزه اش شكايت كرد. معصومه گفت: «سال گذشته از خانه فرار كردم و به صورت قاچاقى به سوريه رفتم. پس از چند روز پولى كه همراه خود آورده بودم، تمام شد. به اجبار به دنبال كار گشتم و توانستم در يك رستوران مشغول به كار شوم. در آنجا با يكى از مشتريان رستوران كه از شيوخ عرب بود آشنا شدم. او گفت به من علاقه دارد و با اين شگرد او مرا فريب داد. چند هفته اى با هم رابطه داشتيم و مى خواستيم با هم ازدواج كنيم. اما يك روز او مرا به خانه اش برد و مورد تجاوز قرار داد. خواستم فرار كنم اما او درها را به رويم بسته بود و نتوانستم مقاومت كنم. من از آن مرد باردار شدم. به دليل اينكه از رفتار وحشيانه شيخ عرب ناراحت بودم به دادگاه آن كشور شكايت كردم. قاضى دادگاه پس از بررسى شكايتم به نفع من راى داد. از پليس سوريه براى گرفتن حقم تقاضاى كمك كردم، ولى آنها به دليل اينكه به صورت غير قانونى در آن كشور اقامت داشتم، مرا از آنجا اخراج كردند.»
معصومه ادامه داد: «به دليل اختلافاتى كه با خانواده ام داشتم پس از بازگشت به ايران به خانه نرفتم و زندگى در پارك ها و خيابان ها را آغاز كردم. يك روز ماموران مرا دستگير كردند و در بازجويى ها مجبور شدم آدرس خانه  مان را بدهم. ماموران سپس مرا تحويل خانواده ام دادند. دو ماه پس از اين ماجرا فرزندم به دنيا آمد. خانواده ام با نگهدارى او موافق نبودند و مى خواستند كه پسرم را سر راه بگذارم. اما من مخالفت كردم و گفتم حتى اگر مجبور شوم از اين خانه مى روم و پسرم را از خودم جدا نمى كنم. اين ماجرا ادامه داشت تا اينكه يك روز پسرم بيمارى خفيفى گرفت. مى خواستم او را به دكتر ببرم كه خانواده ام ممانعت كردند. آنها پسرم را گرفتند و خود به دكتر بردند، ولى وقتى برگشتند، پسر ۱۵ روزه ام با آنها نبود و پدر و مادرم گفتند او مرده و نمى دانند جنازه اش كجاست.
پس از شكايت اين زن به دستور بازپرس قيصرى تحقيقات ماموران از خانواده معصومه براى روشن شدن سرنوشت نوزاد ۱۵ روزه آغاز شد. ماموران در نخستين گام خانواده اين دختر را براى تحقيقات احضار كردند كه آنها در اظهارات خود پرده از راز مرگ مشكوك فرزند اول معصومه برداشتند.
پدر اين دختر به ماموران گفت: «پس از به دنيا آمدن فرزند معصومه، از او خواستيم كه او را تحويل بهزيستى بدهد ولى او مخالفت كرد. به همين دليل روز حادثه به بهانه بردن نوزاد ۱۵ روزه به دكتر، او را به شيرخوارگاه آمنه برديم و تحويل مسئولان آنجا داديم. سپس براى اينكه او به سراغ فرزندش نرود به دروغ گفتيم كه پسرش در اثر بيمارى فوت كرده است.»
اين مرد درخصوص انگيزه اش از اين كار گفت: «معصومه چند سال پيش فريب مردى را خورد و با او ارتباط برقرار كرد. دخترم خيلى ساده لوح است. آن مرد به او قول ازدواج داده و با اين ترفند توانست با معصومه رابطه جنسى برقرار كند.» معصومه از اين مرد باردار شد و پس از اين موضوع آن مرد رهايش كرد. دخترم پس از به دنيا آمدن فرزندش از خانه فرار كرد و به عراق رفت. مدتى در آنجا بود و سپس به خانه آمد. ولى از فرزندش خبرى نبود. او ابتدا گفت نوزادش را در آنجا گم كرده اما در ادامه مشخص شد نوزادش در آنجا به قتل رسيده است.»
پدر اين دختر ادامه داد: «پس از اين ماجرا او مدتى در كشور بود و سپس به سوريه فرار كرد. پس از به دنيا آمدن پسرش به دليل اينكه احتمال مى داديم او كشته شود، اقدام به سپردن نوزاد به شيرخوارگاه آمنه كرديم.»
بازپرس قيصرى پس از اين جلسه بازجويى به گروه پزشكان بخش روانپزشكى سازمان پزشكى قانونى دستورداد، وضعيت روحى و روانى اين دختر را بررسى كنند و موضوع را به او اطلاع دهند.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1384ساعت 17:41  توسط خبرنگار حادثه  | 

مرد همسركش خودزني كرد

حادثه نویس: مردي صبح ديروز پس از قتل همسرش با چاقو، خودزني كرد.

اهالي مجتمعي در خيابان آذري ساعت 10 صبح ديروز متوجه صداي درگيري زن و مرد جواني شدند. آنها وقتي وارد طبقه مورد نظر شدند با بدن غرق در خون زن و مرد ميانسالي روبه‌رو شدند.

آنها سپس موضوع را به ماموران كلانتري 119 مهرآباد اطلاع دادند كه در بررسي ماموران مشخص شد يكي از آنها به نام بهناز فوت كرده است. همسر بهناز نيز كه با ضربه‌هاي چاقو مجروح شده بود به بيمارستان منتقل شد.

در تحقيقات بازپرس قتل مشخص شد اين زوج روز حادثه ميهمان پسر خود بودند و در زماني كه پسرشان در خانه نبود با هم درگير شده كه مرد 50 ساله پس از قتل همسرش با چاقو، اقدام به خودزني كرده بود.

هم‌اكنون تحقيقات از عامل اين قتل درخصوص شناسايي انگيزه‌اش ادامه دارد.

 

كشف يك باند قاچاق اسلحه در تهران

حادثه نویس:: چهار عضو يك باند قاچاق اسلحه در تهران دستگير شدند.

ماموران در بازرسي پايگاه اعضاي اين باند موفق به كشف بيش از دو هزار اسلحه و فشنگ شدند.

ماموران پايگاه مالك‌اشتر از چندي پيش در جريان ورود غيرقانوني اسلحه به تهران و فروش آن قرار گرفتند، به همين خاطر بررسي‌هاي خود را براي شناسايي عاملان آن آغاز كردند.

در ادامه تحقيقات مشخص شد چهار عضو يك باند، اسلحه‌ها را پس از وارد كردن از عراق در تهران توزيع مي‌كنند. با شناسايي متهمان ماموران با آنها در جاده ساوه يك قرار صوري گذاشتند و دو تن از فروشندگان اسلحه را در محل دستگير كردند.

با دستگيري متهمان و بازجويي از آنها، مخفيگاهشان در ميدان فردوسي شناسايي شد. ماموران سپس آنجا را به محاصره درآورده و با دستگيري دو عضو ديگر باند توانستند بيش از دو هزار اسلحه كلاشينكف، كلت و فشنگ كشف كنند.

متهمان در بازجويي‌ها ادعا كردند اسلحه‌ها را از طريق مرز مياندوآب وارد ايران مي‌كردند.

هم‌اكنون تحقيقات از متهمان در شعبه دوم بازپرسي دادسراي امور جنايي تهران ادامه دارد.

 

قتل پسر جوان در نزاع خياباني

حادثه نویس:: پسر جواني شامگاه جمعه در يك نزاع در منطقه امام‌زاده حسن به قتل رسيد.

ماموران ساعت 10 و 30 دقيقه روز جمعه در جريان نزاعي در منطقه امام‌زاده حسن قرار گرفتند و پس از حضور در محل با جسد غرق در خون جوان 23 ساله‌اي به نام فرهاد روبه‌رو شدند. در تحقيقات مشخص شد مقتول با جواني به نام اميرحسين درگير شده بود كه اميرحسين پس از قتل متواري شده بود.

با انتقال جسد مقتول به پزشكي قانوني تحقيقات براي دستگيري متهم به قتل آغاز شد.

 

مرد زباله جمع‌كن زني را با چاقو مجروح كرد

حادثه نویس:: زن ميانسالي با ضربه چاقوي يك زباله ‌جمع‌كن در يوسف‌‌آباد راهي بيمارستان شد.

پسر اين زن روز جمعه به پاره كردن نايلون‌هاي زباله از سوي مرد زباله جمع‌كن اعتراض كرد كه اين موضوع به درگيري آنها منجر شد. زن ميانسال براي كمك به پسرش وارد درگيري شد. اين مرد به نام مجتبي با چاقويي كه همراه داشت ضربه‌اي به پشت وي وارد كرد.

پس از اين حادثه مجتبي از سوي اهالي دستگير و زن ميانسال به بيمارستان دي منتقل شد.

مجتبي ديروز در جلسه بازجويي در شعبه ششم بازپرسي دادسراي امور جنايي گفت: «پسر اين زن مرا مسخره كرد و با او درگير شدم. مادر او را كه براي جدا كردن ما وارد درگيري شد با ضربه چاقو مجروح كردم.» متهم سپس با قرار قانوني راهي بازداشتگاه شد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1384ساعت 18:31  توسط خبرنگار حادثه  | 

اعلام وضعيت اضطراري از سوي پليس انگلستان

300 كودك ناپديد شدند

 

نيكي محجوب: حدود 300 پسربچه سياه‌پوست طي دو ماه اخير در لندن ناپديد شده‌اند. اين كودكان بين چهار تا هفت سال سن دارند. پليس مترو‌پوليتن با ابراز نگراني نسبت به وضعيت ناپديدشدگان اعلام وضعيت اضطراري كرده است. گروه‌هاي حامي كودكان و سرپرستان آموزشي مي‌گويند بسياري از كودكان قرباني شبكه‌هاي فساد و قاچاق هستند. هيلتون داوسون مدير بخش آفريقايي آژانس مبارزه با سوء‌استفاده كودكان با انتقاد از عملكرد دولت انگليس گفت: فكر مي‌كنم دولت در اين مورد مسئله‌اي را پنهان مي‌كند، باتوجه به افزايش آمار كودكان ناپديد شده ما نيازمند يك حركت موثر از دولت هستيم. دولت بايد با مدارس سرويس‌هاي اجتماعي، پليس و دفتر مهاجرت در اين خصوص فعاليت كند.

تعدادي از مظنونين به قاچاق كودك كه در سال‌هاي اخير دستگير شده‌اند به پليس لندن گفته‌اند اين كودكان به آفريقا انتقال داده مي‌شوند، اما مراكز حمايتي از كودكان با رد اين نظريه، چنين اقدامي را غيرعقلاني توصيف مي‌كنند.

تعدادي از همين فعالان مي‌گويند كودكان خارجي بايد بيش از ديگر كودكان زير نظر و مراقبت باشند، زيرا بسياري از آنها كودكان بدون سرپرستي هستند كه تنها براي بهره‌برداري با خانواده‌اي مجبور به سفر مي‌شوند و سپس در كشورهاي مقصد به فروش مي‌رسند.

باربارا هاتچين‌سون، مدير اجراي مجمع بي‌سرپرستان انگليس مي‌گويد: كودكان بي‌سرپرستي كه در كشورهايي چون آفريقا تحت‌نظر خانواده‌اي قرار مي‌گيرند به آساني مورد سوء‌استفاده قرار مي‌گيرند و بر اين اساس در انگليس حدود 10 هزار كودك مهاجر قرباني چنين خانواده‌هايي هستند.

اين كودكان كه خانواده‌اي سالم ندارند، وقتي ناپديد مي‌شوند و يا مورد سوء‌استفاده قرار مي‌گيرند نمي‌توانند به‌جايي پناه برند و به راحتي مورد سوء‌استفاده باندهاي قاچاق سراسر دنيا هستند.

كريس بدويي مدير مركز انحلال پرنوگرافي كودك، سوء‌استفاده از كودك و قاچاق با نادرست خواندن وضعيت مديريتي موجود از دولت خواست تا هرچه سريع‌تر راهكاري در اين زمينه ارائه كند و سازمان مهاجرت، مدارس و چترهاي حمايتي كودكان به همكاري با دولت روي آورند تا اين مشكل هرچه سريع‌تر حل شود. به اعتقاد وي 298 نفر از اين كودكان آفريقايي هنوز از انگليس خارج نشده‌اند.

وي همچنين مي‌گويد بسياري از خانواده‌هاي آفريقايي كودكانشان را به خانواده‌هاي اقوام دور مي‌سپارند تا آنها در كشورهاي اروپاي بهتر زندگي كنند، اما به اين نكته توجه ندارند كه اين راه هيچ امنيتي براي كودكانشان ندارد، نمونه آن كودك سه ساله‌اي است كه دو هفته پيش به معلم خود در مدرسه گفته بود كه شب‌ها وي در خانه تنها مي‌ماند و تمامي اقوام به خارج از منزل مي‌روند، اين دختربچه دو روز پيش ناپديد شده و هيچ‌كس از سرنوشت وي اطلاعي ندارد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1384ساعت 18:28  توسط خبرنگار حادثه  | 

با وجود 12 شاكي و تشكيل پرونده در 3 دادگاه تهران

آزارگر جنسي كودكان شهرك‌غرب با سپردن وثيقه از زندان آزاد شد

حادثه نویس- ميترا خلعتبري: دومين جلسه محاكمه آزارگر 11 كودك در شهرك غرب صبح ديروز به دليل آزادي متهم با قرار وثيقه از زندان قزل‌حصار و حضور نيافتن «سجاد» برگزار نشد.

آزادي متهم 18 ساله از زندان در حالي بود كه پرونده وي تاكنون 12 شاكي دارد و سجاد متهم به آزار و اذيت كودكان، سرقت، ضرب و جرح، تجاوز به يك دختر جوان و آزار و اذيت جنسي پسربچه‌هاي 8 تا 16 ساله است.

تعداد شاكيان به 12 نفر رسيد

اولين شكايت از سجاد اواخر بهمن ماه سال 82 مطرح شد كه مردي با مراجعه به كلانتري 118شهرك غرب ماموران را در جريان مجروح شدن پسربچه 14 ساله‌اش و مورد آزار و اذيت جنسي قرار گرفتن وي توسط جوان 18 ساله قرار داد. ماموران زماني كه متوجه شدند تعداد شاكيان رو به افزايش است اقدام به چهره‌نگاري از متهم كردند و پس از چند هفته موفق به دستگيري وي در حوالي شهرك غرب شدند.

سجاد در بازداشت به‌سر مي‌برد كه چند تن ديگر به اتهام سرقت و آزار و اذيت از وي شكايت كردند. به همين خاطر پرونده‌اي مربوط به آزار و اذيت‌هاي وي در دادگاه كيفري، پرونده‌اي در دادگاه اطفال و پرونده‌اي مربوط به تجاوز به يك دختر خبرنگار در دادسراي امور جنايي تهران تشكيل شد كه وكيل مدافع تسخيري وي روز گذشته اعلام كرد تعداد شاكيان پرونده به 12 نفر رسيده است.

 

بررسي اختلالات رواني سجاد

از سوي ديگر پزشكان متخصص قانوني كه چهار تن از كودكان آزار ديده را مورد معاينه قرار داده بودند، در گزارش خود اعلام كردند آثاري از تجاوز روي سه كودك نيست و تنها اين كودكان مورد ضرب و جرح قرار گرفته‌اند، اما يكي از كودكان مورد تجاوز قرار گرفته است. همچنين از آنجا كه خانواده سجاد پيش از اين اعلام كرده بودند پسرشان داراي اختلالات روحي و رواني بوده و تحت نظر پزشك است، پزشكان پزشكي متخصص قانوني اعلام كردند كه بايد سجاد 18 ساله به پزشكي قانوني منتقل شده و مورد معاينه قرار گيرد تا بيماري او ثابت شود.

 

آزادي با قرار وثيقه

روز گذشته قرار بود دومين جلسه محاكمه سجاد در شعبه 80 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شود اما پس از تاخير چند ساعته متهم در دادگاه، زماني كه مسئولان دادگاه با زندان قزل‌حصار تماس گرفتند تا علت تاخير زنداني را جويا شوند، متوجه شدند متهم 18 ساله با قرار وثيقه 10 ميليون توماني از زندان آزاد شده است.

قاضي شعبه 80 دادگاه كيفري تهران درباره دليل آزادي زنداني از زندان با توجه به اينكه او داراي اتهامات ديگري نيز است كه پرونده اين اتهامات در دادگاه‌هاي مختلف مفتوح است، گفت: يكي از شكايت‌هايي كه از سجاد مطرح بود، اتهام چاقوكشي و ايجاد ضرب و جرح بود كه بازپرس شعبه هشتم دادسراي عمومي براي متهم قرار وثيقه 10 ميليوني صادر كرد كه خانواده سجاد با تهيه مبلغ وثيقه او را از زندان آزاد كردند.

قاضي شعبه 80 دادگاه كيفري ادامه داد: با توجه به اينكه پرونده متهم 18 ساله در اين دادگاه مفتوح است، جلسه دادگاه براي رسيدگي تجديد‌خواهد شد تا به زودي جلسه محاكمه ديگري برگزار شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1384ساعت 18:26  توسط خبرنگار حادثه  | 

 

محاكمه تنها متهم پرونده خوابگاه طرشت

 

حادثه نویس -ميترا خلعتبرى: قاضى شعبه ۷۹ دادگاه كيفرى استان تهران روز چهارم خردادماه پس از اجراى مراسم قسامه راى خود را در خصوص پرونده حادثه خوابگاه طرشت صادر مى كند. با صدور كيفرخواست از سوى صفر خاكى نماينده دادستان تهران پرونده به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد كه قاضى شايسته رئيس دادگاه با توجه به محتويات پرونده روز چهارم خردادماه را براى اجراى مراسم قسامه تعيين كرد. بازپرس شعبه سوم دادسراى امور جنايى تهران پس از بررسى پرونده براى تنها متهم آن به نام «محمدمهدى» به اتهام قتل عمد قرار مجرميت صادر كرد كه اين قرار از سوى داديار شعبه اظهارنظر دادسرا تاييد و براى «محمدمهدى» كيفرخواست صادر شد.
• اجراى مراسم قسامه در شعبه ۷۹ دادگاه كيفرى
در كيفرخواست صادر شده درخواست شده است با توجه به اينكه قربانى اين حادثه بالغ بوده و دليلى براى سقوط نداشته است و متهم در بازجويى دچار تناقض گويى شده، شهود حرف هاى متناقضى مطرح كرده اند، بايد پرونده مورد ارزيابى بيشتر قرار گيرد كه با توجه به محتويات پرونده، نهايتاً قرار است روز چهارم خردادماه سال جارى در شعبه ۷۹ دادگاه كيفرى استان تهران مراسم قسامه اجرا شود.
• سقوط از طبقه دوم خوابگاه طرشت
در اين حادثه كه ۷ تيرماه سال گذشته در اتاق ۲۱۹ خوابگاه شماره سوم طرشت رخ داد «مهدى» كه دانشجوى مهندسى شيمى دانشگاه صنعتى شريف بود، به دليل نامعلومى از طبقه دوم خوابگاه به پايين سقوط كرد. پس از سقوط مشكوك پسر جوان، تحقيقات ماموران كه از طريق چند دانشجوى اين خوابگاه در جريان قرار گرفته بودند، آغاز شد. چند تن از دانشجويان خوابگاه كه هنگام سقوط «مهدى» مشغول بازى فوتبال در محوطه باز خوابگاه بودند به ماموران گفته بودند: ما در حال بازى فوتبال بوديم كه صداى فريادى شنيديم. وقتى به دنبال صدا برگشتيم مهدى را ديديم كه سقوط كرده است در حالى كه «محمدمهدى» دانشجوى رشته برق دانشگاه صنعتى شريف تهران در بالكن طبقه دوم ايستاده است. «محمدمهدى» پس از اينكه شاهد سقوط «مهدى» بود سريع از بالكن خارج شد و ما به اورژانس و پليس تلفن زديم.
• دانشجوى رشته برق دانشگاه صنعتى شريف، تنها متهم پرونده
«مهدى» پس از اين ماجرا به بيمارستان رسول اكرم منتقل شد. «مهدى» پس از دو روز كه در كما بود به خاطر خونريزى مغزى فوت كرد و «محمدمهدى» به عنوان تنها متهم پرونده دستگير شد. «محمدمهدى» در بازجويى ها به بازپرس شاه محمدى گفت: «روز حادثه «مهدى» در اتاق ۲۱۹ بود و من همراه يكى از دوستانم در راهرو قدم مى زديم. وقتى از مقابل اتاقى كه «مهدى» در آن بود رد شديم به دوستم گفتم كه قصد دارم مهدى را غافلگير كنم و كمى سر به سرش بگذارم. به همين خاطر تنها وارد اتاق شدم و شروع به شوخى با مهدى كردم.» از سوى ديگر يكى از دوستان متهم پرونده كه روز حادثه همراه او بود در بازجويى ها به بازپرس شعبه سوم گفته بود:  «وقتى مهدى وارد اتاق ۲۱۹ شد پس از چند لحظه صداى فريادى آمد كه من به دنبال صدا وارد محوطه شدم.» مهدى در بازجويى هايش اظهار داشت: «وقتى وارد اتاق شدم با صداى بلند سلام كردم اما نمى دانم چطور شد كه در يك لحظه مهدى خودش را از بالكن به پايين پرت كرد. من كه از اين كار او شوكه شده بودم، سريع از اتاق خارج شدم اما برخى از دانشجويان مرا در بالكن ديده بودند و ماموران به عنوان تنها متهم پرونده مرا دستگير كردند.» كارآگاهان ويژه قتل كه به بازجويى از شاهدان اين حادثه پرداخته بودند در مورد متهم پرونده اظهار داشتند: «مهدى با فنون رزمى آشنا بود و در بسيارى از مواقع در شوخى با بچه ها از فنون رزمى استفاده مى كرد. روز حادثه ما شاهد شوخى هاى فيزيكى و خطرناك متهم با مهدى در بالكن بوديم.» متهم در بازجويى هاى بعدى دچار تناقض گويى شد كه با نظر بازپرس شعبه سوم دادسراى امور جنايى تهران و نماينده دادستان پرونده براى اجراى مراسم قسامه به شعبه ۷۹ دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1384ساعت 16:59  توسط خبرنگار حادثه  | 

كشف جسد دو زن در آخر هفته تهران
حادثه نويس: آخر هفته شهر تهران با كشف جسد دو زن كه به قتل رسيده بودند، همراه بود. در نخستين ماجرا جسد زن مجهول الهويه اى عصر چهارشنبه در منطقه كن كشف شد. دومين قربانى زن ۹۴ ساله اى بود كه پنجشنبه در خانه اش به قتل رسيد. ساعت ۱۸ عصر روز چهارشنبه دو مرد هنگام عبور از جاده فرعى آزادراه تهران -شمال متوجه جسد زنى شدند كه كنار جاده افتاده بود. آنها سپس موضوع را به مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ تهران اطلاع دادند كه دقايقى بعد ماموران كلانترى ۱۴۲ كن در محل حاضر شدند. در بررسى هاى اوليه مشخص شد جسد متعلق به زن ۴۰ ساله اى است كه مانتو سياه و شلوار لى به تن داشت. همچنين طنابى به دور گردن اين زن مجهول الهويه پيچيده بود كه ماموران احتمال مى دهند او به قتل رسيده باشد. پس از تحقيقات در صحنه كشف جسد، با دستور بازپرس كشيك قتل، جسد مقتول براى تشخيص علت اصلى مرگ و شناسايى هويتش به پزشكى قانونى منتقل شد. همچنين جسد زن ۹۴ ساله اى عصر روز پنجشنبه در خانه اش كشف شد. ساعت ۱۶ و ۴۸ دقيقه روز پنجشنبه زن جوانى در تماس با كلانترى ۱۲۶ تهرانپارس از وقوع قتلى در منطقه تهرانپارس خبر داد. پس از اطلاع، گروهى از ماموران در محل قتل اين زن در فلكه دوم تهرانپارس حاضر شدند و در بررسى ها مشخص شد زن سالمند بر اثر اصابت جسمى سخت به سر و صورتش به قتل رسيده است. مقتول كه ربابه نام داشت به خاطر مسافرت فرزندانش به خارج از كشور به تنهايى در آن خانه زندگى مى كرد. عصر روز حادثه زمانى كه مستخدم خانه براى تميز كردن آنجا آمده بود با جسد روبه رو شده بود. ماموران براى شناسايى قاتل از همسايه هاى مقتول بازجويى كردند كه يكى از آنها ادعا كرد روز حادثه مقتول را با مرد ۴۰ ساله اى ديده است كه هر دو از خانه خارج شده و پس از ساعتى دوباره به آنجا بازگشته بودند. با به دست آمدن اين سرنخ ماموران تحقيقات خود را براى شناسايى مرد ناشناس آغاز كردند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1384ساعت 16:55  توسط خبرنگار حادثه  |