|
|
|
|
|
بابا این مصاحبه اختصاصی با طلایی هم برای ما درد سری شد.دیروز تو مرکز 197 با کمک خبرنگار عزیز صدا و سیما تونستم یه مصاحبه اختصاصی با سردار جون بگیرم. خوشحال از صحبتهای سردار به خبرگزاری زنگ زدم که یه خبر اختصاصی دارم یکی به من زنگ بزنم. اما یه ساعت گذشتو هیچ خبری از تماس نشد. دل زدم به دریا و بی خیال مصاحبه در جمع سردار شدم. با یه موتور خودمو رسوندم به خبرگزاری . سریع خبرو نوشتمو فرستادم روی خط. تا ساعت 3 اوضاع خوب بود. اما ساعت سه مصاحبه در جمع خبرنگاران روی سایت اومد وهیچ خبری از حرفهای طلایی به منو خبرنگار صدا و سیما در آن نشد. ساعتی بعد هم همه سایتهای سیاسی خبرو روی سایت گذاشتند گذاشتند و این موضوع آغاز ماجرا بود. تنها راه نجات من هم نوار مصاحبه بود که نداشتم. دوستم عزیزم در صدا و سیما نیز با خبرگزاری تماس گرفت و این موضوع را تایید کرد. اما دبیر سرویس فقط نوار می خواست. در یه لحظه به یاد واکمنی افتادم که هنگام مصاحبه جلوی سردار گرفته شده بود. با هزار زحمت صاحب واکمن را شناسایی کردم و با او تماس گرفتم. او وقتی از مشکل من با خبر شد نوار را به من داد. سریع از .... خودم را به خبرگزاری رساندم شنیدم مصاحبه از سوی فیضی خواه با عث شد او در برابر من دفاع کند. البته لازم به توضیح است که سردبیر از اول در مقام دفاع بود. خلاصه امروز با خیال راحت به دادگاه رفتم که فیضی خواه تماس گرفتو گفت : کجایی؟ اون نوار کو؟ سردار طلایی با آقای .. تماس گرفته مصاحبه را تکذیب کرده سریع نوار را به آقای .. برسان. سریع به خبرگزاری آمدن یه راست به اتاق آقای ...ر فتم و نوار را به او دادم . سرانجام عصر امروز آقای رییس هم متقاعد شد این مصاحبه وجود خارجی داشته است امیدوارم که فردا دوباره این مصاحبه تکذیب نشه. اما متن کامل مصاحبه جنجالی: اجراي طرح برخورد با مزاحمين خياباني و نا امن كنندگان جامعه در تهران طرح برخورد با مزاحمين خياباني و نا امن كنندگان جامعه از ارديبهشت ماه امسال در تهران اجرا ميشود. سردار مرتضي طلايي فرمانده انتظامي تهران بزرگ صبح امروز در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس با اعلام اين خبر افزود: بيشتر تماس هاي شهروندان با مركز فوريت هاي پليسي 110 تهران و مركز 197 در خصوص نا امن كنندگان امنيت اجتماعي شهروندان است كه اكثر اين تماسها از سوي زنان انجام ميشود. وي افزود: دراين طرح با زنان و دختراني كه در خيابان از شلوارك استفاده مي كنند و پاهاي آنها برهنه است و يا افرادي كه بدون روسري در جامعه حاضر مي شوند برخورد مي شود. طلايي خاطرنشان كرد: با زناني كه با روسري هاي كوتاه و يا باريك به خيابان مي آيند نيز برخورد ميشود. در اين طرح همچنن با افرادي كه مانتوهاي كوتاه و چسبان مي پوشند و يا حيوان در پارك و خيابان همراه خود دارند برخورد قاطع صورت مي گيرد. به گفته وي آخرين گروهي كه با آنها در اين طرح برخورد مي شود افرادي هستند كه در جامعه ايجاد آلودگي صوتي مي كنند. فرمانده انتظامي تهران بزرگ در ادامه به آژانس هايي كه مسافراني با پوشش نامناسب را سوار خودروي خود مي كنند اخطار داد و افزود: آژانسها مسئول داخل خودرو بوده و در صورت مشاهده مسافر با پوشش نامناسب داخل خودرو آنها با مدير آژانس برخورد مي شود. وي در خصوص برنامه پليس براي جلوگيري از بدحجابي در تهران افزود: در راستاي اين طرح با تهيه، توزيع و وارد كنندگان پوشاك جلسه داريم. آنها بايد براي لباسي كه در مغازه شان مي فروشند تعريف داشته باشند و اگر پروانه كسب آنها با محصولي كه مي فروشند تطبيق نداشته باشد با اين افراد برخورد مي شود. طلايي ادامه داد: از روزهاي آينده 50 واحد گشت ارشاد در تهران فعال مي شود كه در آن از مأموران پليس زن و افسران ارشد آموزش ديده استفاده شده است. وي تاكيد كرد: اين طرح فقط شامل برخورد با زنان نمي شود و مردان را نيز شامل مي شود. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 18:36 توسط خبرنگار حادثه
|
|
||
|
|
|
|
|
خلاصه از این صحنه زیاد دیدیم ناز از دختره و کشیدن ناز از پسره. بالاخره پس از 200 متر خانومه که خسته شده بود پیشنهاد آقا پسر قصه مارو قبول کرد. با سوار شدن دختر خانوم پسر شاد از مسافری که توی ماشینش بود پا رو پدال گاز گذاشت. غافل از اینکه دختر جوان 400 متر بیشتر مسافر خودروی اون نیست. خدا سر دشمنتون نیاره دو موتور سوار پلیس که لباس های مشکی به تن داشتند جلوی اونا گرفتند و........ نیم ساعت بعد از این قضیه به خبرگزاری رسیدم. جلوی خبر گزاری شلوغ بود. یه دزد بی ادب با شکستن شیشه پراید یکی از ورزشی نویسها ی خبرگزاری سیستم 500هزاری ماشینو در آرامش کامل سرقت کرده بود. با هزار امید زنگ زدیم پلیس زود بیاد این دزد بی ادبو بگیره . اما زیر پامون علف سبز شد و از آقا پلیسه خبری نشد. این دوست ما هم قید سیستمو زد و رفت دنبال زندگیش. من به پلیسه حق می دم چون بنده خدا اون موقع جای گشت داشت دو تا جوونو به راه راست هدایت می کرد...... ببخشی به خاطر مسایل اخلاقی مجبور شدم این عکسو بذارم خودتون حدس بزنید این آقا پسر با گل کجا میره. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 19:9 توسط خبرنگار حادثه
|
|
||
|
|
|
|
|
دیروز دو جوان ناشناس بد جوری از وحید زهر چشم گرفتند.ساعت ۲۲ دیروز دکتر موسوی زنگ زد و خبر درگیری وحید و کتک خوردنشو داد و خواست موضوع را به طلایی خبر بدم. سریع با وحید تماس گرفتم .حالش خوب بود فقط شوکه شده بود. بعدش موضوع را به میترا گفتمو و شماره طلایی و تورنگ......
امروز وقتی اومدم روزنامه آثار درگیری روی صورت و گردنش مشخص بود. نامردا بد جوری زده بودند. چند تا خبرگزاری هم خبر درگیری اش را منتشر کرده بودند. فکر کنم اگه دو بار دیگه کتک بخوره می تونه خودشو برای کاندید شدن در یه انتخابات آماده کنه. به وحید گفتم که می خواستند هیوا یوسفی (دبیر سرویس ورزشی) رو بکشن با تو اشتباه گرفته بودند. بعد خبرنگار ایپنا و رسالت حالا نوبت هیوا بود.بیچاره هیوا امروز از .... روزنامه نیومده. نمی دونه از مرگ راه گریزی نیست اونم یه قاتل خونخوار. و حالا شرح حادثه از زبان خود وحید: چاقو که زير گلويم قرار گرقت ديگر حال خودم را نفهميدم . بي صفتي که وحشيانه از پشت سر حمله ور شد و تا به خودم بييايم تيزي يک چاقو زير گلويم زمان را برايم مسکوت کرد. ديشب ساعت 22 کار روزنامه تمام شد ومن مثل هميشه مسير کوتاه روزنامه- پل کريمخان- تا خانه -ويلا- را پياده امدم هنوز عرض خيابان سپهبد قرني را طي نکرده بودم ديدم ماشين هادي حيدري مدير هنري روزنامه جلوم ترمز زد. گفت: بشين وحيد. گفتم: چند قدم مونده ممنون مي خوام قدم بزنم و هادي رفت. عرض خيابان را عبور کردم تو پياده رو و کنار ديوار به سمت ويلا قدم زدم احساس کردم کسي پشت سرم حرکت ميکند ... به 400 متر مانده به سر ويلا و کنار ديوار کليسا به ضربه اي شديد به پشتم يک آن زير گلويم چاقويي را احساس کردم که گفت حرف بزني کشتمت! ديگر حال خودم را نفهميدم انگار تو اون چند ثانيه زمان متوقف شده باشد من چيزي يادم نمي ياد فقط همين مقدار يادم مي ياد که گلاويز شديم و پخش زمين و فرياد... و چيزي از تو دستم رها شد. عينکم از چشمم افتاده بود اما ديدم که به سرعت موتور سواري کنار خيابان ايستاد و کسي که با چاقو بود سريع پشت ترک موتور سوار شد و به سرعت محل را ترک کردن. مرد ميانسالي بهم نزديک شد و به من کمک کرد تا کتاب هايي که همراهم بود وپخش زمين شده بود جمع آوري کند. اين مرد گفت من از سر کليسا ديدم که چه اتفاقي افتاد و شروع به داد و فرياد کردم . تنم بشدت مي لرزيد. شوکه شده بودم . يک آن احساس کردم تو مشتم چيزي است باز که کردم ديدم چاقوي آن بي صفت تو دسته منه!!! تنم بيشتر لرزيد نمي دونم چطور چاقو تو دست من قرار گرفته بود . دست زدم تو جيبم تلفن همراهم بود فقط تونستم تمرکز کنم به دکتر حق شناس مدير مسئول روزنامه زنگ بزنم. نمي دونم به دکتر چي گفتم فقط به خودم که امدم ديدم که پورعزيزي - قربانچه و يکي ديگر از بچه ها روزنامه دارن با دلهره و به سرعت مي يان. بچه ها سعي کردن عينکم را پيدا کنند اما اب شده بود. پورعزيزي که با ماشينش آمده بود ماشين را داخل پياده رو آورد و سعي کرد با نور چراغ عينکم را پيدا کنند. عينک پيدا شد. اما نفهميدم چرا عينکم کنار بوته هاي کنار خيابان افتاده بود در حالي که آن بي صفت چاقو را کنار ديوار چسبيده به کليسا زير گلويم گذاشته بود اما عينک شايد موقع گلاويز شدن به سو پرت شده بود. سيد موسوي بجنوردي عضو شوراي سردبيري روزنامه اعتماد ملي زنگ زد گويا دکتر حق شناس به او هم زنگ زده بود گفت من الان مي يام پيشت گفتم سيد نمي خواد از شهرک غرب برگردي من هم حالم خوبه نيا گفت: نه. موسوي بجنوردي با نگراني رسيد به قربانچه گفتم به دکير زنگ بزن که نياد روزنامه... بعد از چند دقيقه مامور نيروي انتظامي رسد تعدادي سئوال کرد و به مرکز کلانتري گزارش داد اما [...] از شکايت صرف نظر کرديم اما مامور مصر بود که همراهش به کلانتري بروم اما [...] نرفتم . چند ساعت پيش روزنامه با جناب سروان[...] کرده بود تلفني ماجرا را براي او تعريف کردم . الان حالم خوبه فقط کمي کوفتگي ودرد در پاهام- بينييم و پهلوم احساس مي کنم جان همه تون حالم خوبه نگران نباشيد.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 19:54 توسط خبرنگار حادثه
|
|
||
|
|
|
|
|
چهارشنبه کلی تو شورای سردبیری به ….. خندیدیم.همه دبیر سرویسا بعد از ورود حرف زدن در این مورد و کاریکاتورهای هادی حیدری در باب این مطلب با عث شد که جلسه یک ساعته شورا 2 ساعت به طول بیانجامد. خلاصه هیچ کس نفهمید تو شورا چه گذشت و تیترهای صفحه یک چه جوری انتخاب شد. سرانجام با بالا گرفتن بحث دکتر بجنوردی وارد عمل شد و در دفاع از دوست خود اولتیماتوم داد با هر کسی که در این باره صحبت کند برخورد می شود. در این میان دبیر سرویس ادب و هنر هم روشی را برای رهایی ….. از این مشکل پیشنهاد کرد که با عث شد صدای خنده حاضران به خیابان کریم خان نیز کشیده شود.آقای ولی زاده پیشنهاد داد، آقای … موهایش را با تیغ بزند تا شبیه خرچنگ بازیگر سریال وفا شود. … فکر می کند تا سه هفته دیگه موهاش به حالت قبل بر می گرده ولی به این نکته توجه نداره که استفاده از جنس خوب بعضی اوقات دردسر ساز می شود. امروز گرچه این موضوع برای دبیران عادی شده بود ولی همچنان شاهد میخکوب شدن بعضی از افراد در مقابل در شورا بودیم و … در مقابل تیکه های دوستان صبورانه می گفت: تو این قضیه سرم کلاه گذاشته شد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 19:36 توسط خبرنگار حادثه
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز به جای اخبار حوادث تصمیم گرفتم اخبار حاشیه حوادث را روی وبلاگم قرار دهم. اخباری که تا امروپر گله و شکایت در روزنامه بوده. خدا پدر وحید پوراستاد رو بیامرزه اگه اون نبود که تا حالا کلی از این خبرا سانسور می شد. اما......
مشكل پرداخت ديه حل شد خبر اول اینکه مشكل ديه قربانيان پاكدشت حل شد. قرار بود صبح امروز خانوادههاي قربانيان پاكدشت تجمعي مقابل دادگستري استان تهران برگزار كنند اما پس از پخش اين خبر با پيگيريهاي محمدي رئيس دادگستري پاكدشت مشكل پرداخت ديه قربانيان حل شد. گويا مشكل ناشي از ذيحساب بود. يكي از ارگانهاي مربوطه كه مسوول پرداخت ديه است با تعلل خود مانع پرداخت ديهها شده است. به دستور وزير دادگستري با نهايت سرعت اين پولها به حساب دادگستري واريز خواهد شد. در اولين فرصت كه گويا در يكي از روزهاي همين هفته است، ديهها به خانواده قربانيان پرداخت ميشود. نامه به رئيس قوه قضاييه حكم اعدام فاطمه حقيقتپژوه اسفندماه سال گذشته از سوي قضات ديوانعالي كشور تاييد شد و قرار است بزودي اين زن قصاص شود. دختر نوجوان فاطمه پيش از اين نيز در نامهاي به آيتا... هاشميشاهرودي تقاضاي لغو حكم اعدام مادرش را كرده بود كه با دستور رئيس قوه قضاييه نيز حكم لغو شده بود اما در آخرين ماه سال 84 براي بار ديگر حكم اعدام فاطمه از سوي قضات ديوانعالي كشور تاييد شد. فاطمه حقيقتپژوه متهم است همسر صيغهاي خود را چند سال پيش به انگيزه دفاع از دخترش به قتل رسانده است. بازرس ويژه رئيسجمهور اين مرد با شناسايي افرادي كه با مشكلات قانوني در دادگاهها و ادارات دولتي روبهرو بودند با آنها طرح دوستي ريخته و خود را بازرس ويژه رئيسجمهور و مامور حفاظت اطلاعات كشور معرفي ميكرد. اين كلاهبردار مدعي ميشد، در برابر دريافت پول ميتواند مشكل طعمههاي خود را حل كند اما پس از گرفتن پول ناپديد ميشد. جلسه دوم برگزار ميشود جلسه اول محاكمه اين ماموران در روز 27 اسفندماه سال گذشته در پاكدشت برگزار شده بود. رسيدگي به اتهامات اين ماموران در پي اعتراض خانواده قربانيان پاكدشت در رابطه با كشته شدن كودكانشان مطرح شده بود. باجناق نيستيم گفته ميشود، فرمانده نيروي انتظامي كشور نیز نوروز امسال در يك برنامه تلويزيوني شايعه باجناق بودن خود با رئيسجمهور را تكذيب كرد. سردار اسماعيل احمديمقدم گفت: «من و رئيسجمهور فقط در احمدي فاميل خود با هم شباهت داريم و هيچ نسبت فاميلي بين ما وجود ندارد.» شايعه باجناق بودن رئيسجمهور و فرمانده پليس كشور پس از انتصاب احمديمقدم به سمت فرماندهي نيروي انتظامي كشور مطرح شد كه هممحلهاي بودن رئيسجمهور و رئيس پليس كشور باعث تقويت اين شايعه شد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 17:29 توسط خبرنگار حادثه
|
|
||
|
|
|
|
|
آمارهای که امروز روی خبرگزاری ها در مورد حوادث رانندگی کشور دیدم خیلی ناراحتم کرد. بالاخره نمردیم و دیدیم ایران نیز در جهان رکورد دار شد .رکورد حوادث جاده ای. در هر ساعت سه هموطن در جاده های کشور در اثر تصادف می میرند و مرگ آنها برای هیچ مسوولی مهم نیست. یکی از دو طرف تصادف مقصرند و بیمه هم خسارت پرداخت می کند پس چرا مسولان عزیز خودشان را درگیر این موضوع تکراری کنند. این آمار بماند که برای زمان استیضاح به درد می خورد. آمار کشته ها اینقدر بالاست که این موضوع برای همه یه موضوع عادی شده . حالا با یه ضرب ساده مشخصه که در روز 72 نفر در تصادفات کشور می میرند . این 72 نفر در طول یک روز و در مناطق مختلف کشته شده اند اما سووال اینجاست اگه در یه حادثه این تعداد از هموطنان کشته شوند باز هم مسوولان ساکت می مانند. نمی دونم چی باید بگم. اما به همه ایرانیان این رکورد زنی در جهان را تبریک می گم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 20:29 توسط خبرنگار حادثه
|
|
||