تبليغاتX
حادثه نویس
کاغذ مچاله های یک خبرنگار

نخستين‌ اجلاس‌ روساي‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ عصر چهارشنبه‌ در هتل‌ عباسي‌ اصفهان‌ در حالي‌ به‌ كار خود پايان‌ داد كه‌ اخبار حاشيه‌ آن‌ بيش‌ از اخبار خود اجلاس‌ بود، حاشيه‌هايي‌ جالب‌ از اعتراض‌ نماينده‌ تركيه‌ تا برخورد نامناسب‌ با خبرنگاران‌.

اعتراض‌ رئيس‌ پليس‌ تركيه‌

نخستين‌ خبر مربوط‌ به‌ اعتراض‌ رئيس‌ كشور تركيه‌ است‌. او كه‌ از ديدن‌ تصاوير نسل‌كشي‌ ارامنه‌ در جنگ‌ جهاني‌ اول‌ از سوي‌ دولت‌ تركيه‌ بر روي‌ ديوار كليپ‌هاي‌ وانگ‌ اصفهان‌ عصباني‌ شده‌ بود، در مراسم‌ افتتاحيه‌ به‌ اين‌ موضوع‌ اعتراض‌ كرد.

وي‌ خطاب‌ به‌ رئيس‌ پليس‌ ايران‌ گفت‌: نسل‌كشي‌ از سوي‌ دولت‌ تركيه‌ و تعرض‌ كشور من‌ به‌ ارامنه‌ در جنگ‌ جهاني‌ اول‌ قابل‌ قبول‌ نيست‌.

ما انتظار داريم‌ تمهيدات‌ لازم‌ براي‌ تصحيح‌ اين‌ تحريف‌ تاريخي‌ از سوي‌ دولت‌ ايران‌ اعمال‌ شود.

اما سردار احمدي‌مقدم‌ نيز در برابر صحبت‌هاي‌ همتاي‌ ترك‌ خود ساكت‌ نماند و در پاسخ‌ گفت‌: در ايران‌ بيان‌ افكار، عقايد و نظرات‌ آزاد است‌ و موضع‌ افراد حاضر در كليساي‌ ارامنه‌ اصفهان‌، موضع‌ پليس‌ ايران‌ نيست‌.

شكست‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ درباره‌ مقابله‌ با تروريسم‌

در حاشيه‌ اين‌ اجلاس‌، نماينده‌ سازمان‌ كنفرانس‌  اسلامي‌ در اين‌ اجلاس‌ از شكست‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ تعريف‌ خاص‌ و كاملي‌ از  تروريسم‌ خبر داد.

وي‌ گفت‌: تعريف‌ ما از تروريسم‌ با تعريف‌ غرب‌ فرق‌ دارد.

حرف‌ از تروريسم‌ ممنوع‌!

در حالي‌ در اين‌ اجلاس‌ به‌ مساله‌ تروريسم‌ توجه‌ ويژه‌اي‌ شد كه‌ پيش‌ از اين‌ اعلام‌ شده‌ بوددر اين‌ اجلاس‌ صحبتي‌ از تروريسم‌ نخواهد شد.

با اين‌ وجود اكثر صحبت‌ها و جلسات‌ در خصوص‌ مبارزه‌ با تروريسم‌ بود.

لامصاحبه‌!

عبدالكاظم‌ جاسم‌ جوده‌، رئيس‌ هيات‌ پليس‌ عراق‌ زماني‌ كه‌ پاي‌ در فرودگاه‌ شهيدبهشتي‌ اصفهان‌ گذاشت‌ فكر نمي‌كرد يكي‌ از چهره‌هاي‌ موردنظر خبرنگاران‌ ايراني‌ باشد.

او با پايان‌ يافتن‌ اولين‌ جلسه‌  اجلاس‌ وقتي‌ خود را در محاصره‌ خبرنگاران‌ ديد با لبخندي‌ مليح‌ سعي‌ كرد خبرنگاران‌ را راضي‌ كند كه‌ اجازه‌ دهند او به‌ سمت‌ اتاقش‌ برود اما خبرنگاران‌ سمج‌تر از اين‌ بودند. او وقتي‌ ديد اين‌ كارش‌ كارساز نيست‌ با تكرار عبارات‌، »لامصاحبه‌« »الخلاص‌، الخلاص‌« و »ان‌شاءا... في‌الوقت‌ المقتضي‌« با باز كردن‌ تونلي‌ از حلقه‌ محاصره‌ خبرنگاران‌ فرار كرد.

دعوت‌ شديد، حالا تشريف‌ ببريد

در روز اختتاميه‌ در حالي‌ كه‌ سه‌ كشور تركيه‌، قطر و كويت‌ آمادگي‌ خود را براي‌ برگزاري‌ دومين‌ دور اجلاس‌ روساي‌ پليس‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ در كشورشان‌ اعلام‌ كردند، سردار نجفي‌ از پاسخگويي‌ قطعي‌ به‌ خبرنگاران‌ درخصوص‌ كشور منتخب‌ خودداري‌ كرد و در اين‌ راستا سردار تقي‌پور به‌ دفاع‌ از مديركل‌ اينترپل‌ و دبير نخستين‌ اجلاس‌ روساي‌ پليس‌ كشورهاي‌ اسلامي‌، خطاب‌ به‌ نمايندگان‌ برخي‌ رسانه‌ها كه‌ گفتند ما به‌ دعوت‌ شما آمده‌ايم‌ چرا سوال‌ ما را پاسخ‌ نمي‌دهيد،  اظهار كرد: هر كس‌ كه‌ شما را دعوت‌ كرده‌ حال‌ مي‌گويد تشريفتان‌ را ببريد. اين‌ پاسخ‌ خبرنگاران‌ را عصباني‌ و آنها را از برخوردهاي‌ موجود در اجلاس‌ ناراضي‌ كرد، به‌ طوري‌ كه‌ آخرين‌ اتفاق‌ كه‌ قطع‌ خط‌ تلفن‌ و سايت‌هاي‌ اينترنتي‌ بلافاصله‌ پس‌ از قرائت‌ بيانيه‌ بود، اعتراض‌ خبرنگاران‌ را در حالي‌ برانگيخت‌ كه‌ پوشش‌ اخبار هنوز كامل‌ نشده‌ بود.

تکذیب می کنم

سرهنگ علي السالم الخيال، مدير كل امنيت جنايي پليس امارات عربي متحده، در جواب  پرسشی در خصوص وضعيت قاچاق دختران به دبي و طرح‌هاي مقابله‌اي پليس امارات، با تكذيب هر نوع وقوع قاچاق انسان به امارات، پاسخ داد: اگر از هر 10 دختري كه به دبي مسافرت مي‌كنند، حتي يكي از آنها در معرض قاچاق باشد، آن وقت ديگر پليس امارات، پليس نيست.

وي تنها جرم صورت گرفته از سوي مهاجران امارات را پايان يافتن مدت مجوز اقامت در دبي عنوان كرد و گفت: امارات و كشورهاي همسايه در مقابله با وقوع هر جرم مشترك، تمامي تلاش خود را مبذول مي‌دارند.

 سارقان عربستان

سرلشكر محمد الفريح رییس گروه عربستانی در  با بيان اين كه ميزان وقوع جرم در اين كشور بسيار پايين است، اظهار كرد: به طور معمول در هر 24 ساعت تنها سه سرقت در عربستان اتفاق مي‌افتد كه در مجموع اين سرقت‌ها ، سرقت اتومبيل، رتبه نخست را دارد. اما سارقان عربستان خودروهاي سرقتي را از صاحبانشان دور نمي‌كنند بلكه تنها با سرقت خودرو و گشت در خيابان‌ها خودروي مسروقه در نقطه ديگري از محل وقوع سرقت يافت مي‌شود.

محمد الفريح در خصوص بيشترين جرايم ارتكابي در زمان برپايي مراسم حج گفت: با ورود حجاج به شهر مكه بيشترين جيب بري اتفاق مي‌افتد كه وقوع اين جرم بيشتر ناشي از عدم توجه حجاج به نگهداري از وجوه نقد مي‌باشد و در اين موارد بسياري از سارقان دستگير شده مهاجران كشورهاي ديگر هستند.

نماينده كشور عربستان اصلي‌ترين مساله پيش روي كشورش را ورود مواد مخدر از طريق ترانزيت در مسير ايران عنوان كرد و گفت: تلاش دو كشور جهت جلوگيري از ورود مواد مخدر ادامه دارد.

اجلاسي كه قرار بود زمان قاليباف برگزار شود

همچنين اعلام شد كه اين اجلاس قرار بود يك و نيم سال پيش، در زمان فرماندهي سردار قاليباف برگزار شود كه به دلايلي كه از سوي سردار احمدي مقدم تحت عنوان «وضعيت فصلي» عنوان شد، برگزاري اجلاس به ارديبهشت امسال موكول شده است.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 19:44  توسط خبرنگار حادثه  | 

دیگه حوصله ای برای نوشتن مطلب برای وبلاگ ندارم. الان۱۰  روزه که تو جلسه شورای تیتر روزنامه شرکت نمی کنم. گرچه زمزمه های در مورد برخورد با این کار من از سوی مسوولان روزنامه به گوش می رسه ولی حاضر نیستم زیر حرفم بزنم.

نمی دونم من نخوام تیتر مطالبم صفحه یک بره باید کیو ببینم.البته اگه بخوام هم نمیره مگه این که سردار طلایی مصاحبه ای کرده باشه که اونم به خاطره.......است.

تو این روزنامه بیش از اینکه از آدم مطلب و سوژه بخوان آزادی فامیل از بازداشتگاه، تغییر محل سربازی و ...... می خوان.

دیگه برای خبر هم آدم روش نمی شه به نیروی انتظامی زنگ بزنه.

من نظرم اینه که آقا اگه ناراحتی شورا نرو. این نشد کار که بری شورا و بعدش بیای بیرون جلسه بزاری به عملکرد... اعتراض کنی.

تصمیم گرفتم تا چند روزی که اینجا هستم و هنوز عذرمو نخواستن به جای فکر کردن به مشکلات روزنامه و شرکت تو جلسات متعدد به کارم فکر کنم و سعی کنم یه جونه دوباره با این صفحه بدم گرچه تغییر صفحه از نظر مسوولان روزنامه زیاد به چشم نمی آد ولی مطمئنم که خوانندگان و همکاران این تغییرو حس می کنند

هیچی هیچی یه مطلب شد پس می زارم روی وبلاگم.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 18:28  توسط خبرنگار حادثه  | 

سلام دوباره

قول داده بودم امروز دلیل برگشتمو بگم. اکثرا دلیل رفتمو می دونید. بعد از حل شدن اون مشکل هنوز قصد نداشتم به سمت وبلاگ برم. اما وقتی پیام ها رو دیدم از این تصمیمم منصرف شدم. هیچ وقت فکر نمی کردم از راه وبلاگ بتونم این همه دوستای جدید  و البته خوب پیدا کنم.

از همه دوستان عزیز متشکرم. از میتراعزیز، علیرضای با صفا، علی همیشه خندان، محبوب(محبوبه) عزیز  و گل که بهترین نصیحتو بهم کرد ویوسف که همیشه به یاد ماست و در پایان دوستان عزیزی که تازه پیدا کردم.

تصمیمات جدیدی برای وبلاگم گرفتم که در آینده اونو می بینید. خوشحال می شم نظراتونو برام بذارید. ( هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم. شماره حساب 14555247 بانک ملی شعبه اسکان)

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:10  توسط خبرنگار حادثه  | 

من بازم اومدم

 

دلیل برگشتو روی وبلاگ می زارم

 

ولی از همتون ممنونم

 

اومدم که بمونم نه اینکه بازم برم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:20  توسط خبرنگار حادثه  | 

روزنامه امروز یه میهمان ویژه داشت. میهمانی که در نبودش خیلی از خالی بودن جاش گفتیم و براش نوشتیم.

امروز غروب وقتی به روزنامه اومدم با همان چهره همیشه خندان و عینک بزرگش روی پله ها ایستاده بود.البته خستی زندان و غم از دست دادن برادر شادابی اونو کمتر کرده بود. اما این بزرگ مردی که من میشناسمش خیلی مقاومتر از این حرفاست که مشکلات دنیا بتونه اذیتش کمرشو بشکنه. به قول مادر بزرگ مو میشه اما پاره نمیشه.

آره آرش سیگارچی عزیز امروز میهمان اعتماد ملی به خصوص روزنا بود.از دیدنش خیلی خوشحال شدم و مثل قبل برای موفقیتش دعا می کنم.

چه زود گذشت. سه سال پیش برای گرفتن عکس یه مقتول زن با سردبیر روزنامه گیلان امروز تماس گرفتم.آرش سیگارچی سردبیر محترم روزنامه ایمیل منو گرفت و یک ساعت بعد طبق قولی که داده بود عکس را فرستاد. این عکس آغاز گر یه دوستی sms بود. بعد مدتی خبر دستگیریش را شنیدم. خیلی از این خبر ناراحت شدم . بعد از دستگیری نوبت حکم و رفتن به زندان بود.

خدا پدر کروبی رو بیامورزه اگه به موقعه حقوق نمی ده ولی با روزنامش باعث شد منو آرش بتونیم با هم همکار شویم.

همکاری که زیاد پایدار نبود..........

هنوز به دوریش عادت نکرده بودم که خبر مرگ برادرش رو شنیدم.

آرش جان هنوز برات دعا می کنیم............

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 19:28  توسط خبرنگار حادثه  | 

عقربه‌هاي‌ ساعت‌ عدد 4 صبح‌ را نشان‌ مي‌دهد. جلوي‌ در زندان‌ اوين‌ شلوغ‌ است‌. حدود 100 تن‌ زن‌ و مرد همراه‌ بچه‌هاي‌ كوچك‌ خود در مقابل‌ در بزرگ‌ زندان‌ ايستاده‌اند.  
سرنشين‌هاي‌ خودروهاي‌ عبوري‌ كه‌ تاكنون‌ شاهد تجمع‌ اين‌ تعداد افراد در مقابل‌ در زندان‌ در آن‌ زمان‌ از روز نبودند، با نگاه‌هايي‌ كنجكاوانه‌ به‌ تجمع‌كنندگان‌ نگاه‌ مي‌كنند. تعدادي‌ از آنها توقف‌ مي‌كنند و علت‌ حضورشان‌ را در مقابل‌ در زندان‌ مي‌پرسند.  
»اعتراضه‌ ... منتظر آزادي‌ هستيد*« هيچ‌كس‌ حوصله‌ جواب‌ دادن‌ به‌ پرسش‌هاي‌ آنها را ندارد. رانندگان‌ وقتي‌ با سكوت‌ روبه‌رو مي‌شوند بدون‌ گرفتن‌ پاسخ‌ محل‌ را ترك‌ مي‌كنند.  

آخرين‌ اميد  
دودستگي‌ در ميان‌ جمعيت‌ كاملا مشخا است‌. دسته‌اي‌ كه‌ تعدادشان‌ كمتر است‌ اولياي‌ دم‌ هستند، آنها كه‌ هنوز نتوانسته‌اند داغ‌ از دست‌ دادن‌ فرزند خود را فراموش‌ كنند به‌ آن‌ محل‌ آمده‌ بودند. آنها انتظار زمان‌ اجراي‌ حكم‌ را مي‌كشند. قرار بود تا دقايقي‌ ديگر قاتل‌ فرزندشان‌ به‌ دار مجازات‌ آويخته‌ شود.  
زمان‌ براي‌ دسته‌ دوم‌ خيلي‌ زود مي‌گذشت‌. آنها تا دقايقي‌ ديگر، پدر، برادر و يا همسر خود را از دست‌ مي‌دادند. افرادي‌ كه‌ به‌ خاطر يك‌ اشتباه‌ زندگي‌ دو خانواده‌ را به‌ سياهي‌ كشاندند.  
هرازگاهي‌ صداي‌ شيون‌ و گريه‌ زنان‌ سكوت‌ حاكم‌ در مقابل‌ زندان‌ را مي‌شكند.  
خودروي‌ قاضي‌ اجراي‌ احكام‌ مقابل‌ در زندان‌ توقف‌ مي‌كند. همه‌ او را مي‌شناسند، فردي‌ كه‌ در اين‌ مدت‌ ناخواسته‌ مقدمات‌ اجراي‌ حكم‌ را فراهم‌ كرده‌ بود. او چند بار هم‌ از سوي‌ خانواده‌ مقتول‌ از اولياي‌ دم‌ طلب‌ بخشش‌ كرده‌ بود.  
با ورود او به‌ داخل‌ محوطه‌ زندان‌ روزنه‌هاي‌ اميد براي‌ خانواده‌ محكومان‌ به‌ مرگ‌ باريكتر مي‌شود. زني‌ همراه‌ فرزند خردسالش‌ به‌ سوي‌ اولياي‌ دم‌ جواني‌ مي‌رود كه‌ پسرشان‌ به‌ دست‌ پسر او به‌ قتل‌ رسيده‌ بود. »من‌ هم‌ مادرم‌. نذار من‌ هم‌ داغ‌ پسر ببينم‌... اشتباه‌ كرد به‌ جووني‌پسرم‌ رحم‌ كن‌. نذار اون‌ اعدام‌ بشه‌.«  
داغ‌ سنگين‌ مرگ‌ پسر اجازه‌ بخشش‌ را به‌ مادر نمي‌دهد.مادر قاتل‌ خود را به‌ پاي‌ زن‌ مي‌اندازد ولي‌ او حاضر به‌ دادن‌ رضايت‌ نيست‌. تعدادي‌ در گوشه‌اي‌ ايستاده‌اند و قرآن‌ و دعا مي‌خوانند. مادر چند محكوم‌ به‌ مرگ‌ قبل‌ از اعدام‌ لباس‌ عزا به‌ تن‌ كرده‌ و مقابل‌ زندان‌ آمده‌اند.   

12 محكوم‌ به‌ مرگ‌  
اولياي‌ دم‌ وارد محوطه‌ زندان‌ مي‌شوند. قاضي‌ اجراي‌ احكام‌ براي‌ آخرين‌ بار با آنها صحبت‌ مي‌كند شايد راضي‌ به‌ رضايت‌ شوند اما اولياي‌ دم‌ حاضر نيستند از خون‌ فرزند خود بگذرند. محكوم‌ به‌ مرگ‌ها را به‌ پاي‌ چوبه‌دار مي‌آورند. آنها از شب‌ قبل‌ مي‌دانستند كه‌ اين‌ آخرين‌ سحرگاهي‌ است‌ كه‌ خواهند ديد.  
نخستين‌ محكوم‌ به‌ مرگ‌ موسي‌ نام‌ دارد. او 2 سال‌ قبل‌ در يك‌ درگيري‌ در صرافي‌ مرتكب‌ قتل‌ مردي‌ به‌ نام‌ وحيد شده‌ بود. موسي‌ پس‌ از محاكمه‌ در شعبه‌ 1157 دادگاه‌ عمومي‌- جزايي‌ تهران‌ به‌ اعدام‌ محكوم‌ شده‌ بود. متهم‌ سپس‌ با اعتراض‌ به‌ حكم‌ اميد داشت‌ حكم‌ مجازاتش‌ در ديوان‌ نقض‌ شود اما قضات‌ شعبه‌ 26 ديوان‌عالي‌ كشور نيز پس‌ از بررسي‌، حكم‌ آن‌ را تاييد كرده‌ بودند.  
دومين‌ محكوم‌ به‌ مرگ‌ مهدي‌ نام‌ داشت‌ كه‌ فردي‌ به‌ نام‌ مصطفي‌ را به‌ قتل‌ رسانده‌ بود. مهدي‌ پس‌ از محاكمه‌ در شعبه‌ 1601 دادگاه‌ عمومي‌- جزايي‌ تهران‌ به‌ قصاص‌ محكوم‌ شده‌ بود كه‌ شعبه‌ 33 ديوان‌عالي‌ كشور آن‌ را تاييد كرده‌ بود.  
علي‌اصغر سومين‌ محكوم‌ به‌ مرگ‌ بود. علي‌اصغر 19 مهرماه‌ سال‌ 82 پس‌ از قتل‌ راننده‌اي‌ به‌ نام‌ ذوالفقار جسد او را به‌ آتش‌ كشيده‌ بود. ماموران‌ پس‌ از اطلاع‌ از اين‌ قتل‌ تحقيقات‌ خود را آغاز كرده‌ و موفق‌ به‌ دستگيري‌ علي‌اصغر شدند.  
با اعترافات‌ متهم‌  پرونده‌ او براي‌ محاكمه‌ به‌ شعبه‌ 74 دادگاه‌ كيفري‌ استان‌ تهران‌ فرستاده‌ شد. محاكمه‌ متهم‌ 10 مردادماه‌ سال‌ 82 انجام‌ شد و قاضي‌ منصور ياورزاده‌ پس‌ از محاكمه‌ متهم‌ پرونده‌، علي‌اصغر‌ را به‌ اتهام‌ قتل‌ عمد به‌ قصاص‌، به‌ خاطر سرقت‌ مسلحانه‌ خودرو به‌ 10 سال‌ حبس‌ و 74 ضربه‌ شلاق‌، به‌ اتهام‌ سرقت‌ اسلحه‌ به‌ دو سال‌ حبس‌ و 74 ضربه‌ شلاق‌ و جنايت‌ بر ميت‌ به‌ پرداخت‌ 12 درصد ديه‌ كامل‌ انسان‌ محكوم‌ كرد. اعدامي‌ بعدي‌ جواني‌ به‌ نام‌ علي‌ بود كه‌ فردي‌ به‌ نام‌ حسن‌علي‌ را به‌ قتل‌ رسانده‌ بود. او پس‌ از دستگيري‌، به‌ قتل‌ اعتراف‌ كرد و در شعبه‌ 79 دادگاه‌ كيفري‌ استان‌ تهران‌ محاكمه‌ شد.
قاضي‌ شعبه‌ 79 پس‌ از دفاعيات‌ قاتل‌ و تقاضاي‌ قصاص‌ اولياي‌ دم‌ علي‌ را به‌ اعدام‌ محكوم‌ كرد كه‌ حكم‌ صادره‌ از سوي‌ شعبه‌ 37 ديوان‌عالي‌ كشور تاييد شد.
پنجمين‌ فردي‌ كه‌ قرار بود اعدام‌ شود به‌ خاطر قتل‌ محكوم‌ نشده‌ بود. اين‌ مجرم‌ كه‌ مجيد نام‌ دارد دو سال‌ قبل‌ پسر 9 ساله‌اي‌ را مورد تجاوز قرار داده‌ بود. جوان‌ 21 ساله‌ پس‌ از دستگيري‌ در شعبه‌ 74 دادگاه‌ كيفري‌ استان‌ تهران‌ محاكمه‌ و به‌ اعدام‌ محكوم‌ شده‌ بود ، حكم‌ مجازات‌ او نيز از سوي‌ قضات‌ ديوان‌عالي‌ كشور تاييد شده‌ بود.
دو محكوم‌ به‌ اعدام‌ بعدي‌ سعيد و مهدي‌ نام‌ داشتند كه‌ به‌ ترتيب‌ به‌ اتهام‌ قتل‌عمد رضا و امير به‌ اعدام‌ محكوم‌ شده‌ بودند. حكم‌ اعدام‌ سعيد از سوي‌ قضات‌ شعبه‌ 23 و مهدي‌ شعبه‌ 7 ديوان‌عالي‌ كشور تاييد شده‌ بود.  
رضا تاجيك‌ تبعه‌ كشور افغانستان‌ نيز در ميان‌ اعداميان‌ فروردين‌ماه‌ تهران‌ قرار داشت‌. او به‌ اتهام‌ قتل‌عمد هموطن‌ خود به‌ نام‌ محمود در شعبه‌ 70 دادگاه‌ كيفري‌ محاكمه‌ و به‌ قصاص‌ محكوم‌ شده‌ بود، شعبه‌ 27 ديوان‌عالي‌ كشور حكم‌ مجازات‌ اين‌ قاتل‌ را تاييد كرده‌ بود.  
نهمين‌ محكوم‌ به‌ مرگ‌ به‌ اتهام‌ قتل‌ زني‌ به‌ نام‌ فرحناز به‌ اعدام‌ محكوم‌ شده‌ بود. اين‌ قاتل‌ كه‌ سعيد نام‌ داشت‌ پس‌ از اين‌ جنايت‌ به‌ قتل‌ اعتراف‌ و از سوي‌ قاضي‌ شعبه‌ 1301 دادگاه‌ كيفري‌ تهران‌ به‌ اعدام‌ محكوم‌ شد كه‌ حكم‌ او از سوي‌ شعبه‌ چهارم‌ ديوان‌عالي‌ كشور تاييد گرديد.  
دهمين‌ اعدامي‌ عامل‌ جنايت‌ باشگاه‌ بيليارد در جاده‌ ساوه‌ بود، او كه‌ سعيد نام‌ داشت‌ سال‌ 82 در يك‌ درگيري‌ دوست‌ قديمي‌ خود را به‌ قتل‌ رسانده‌ بود.
قاضي‌ نورا... عزيزمحمدي‌ پس‌ از محاكمه‌ اين‌ قاتل‌ او را به‌ قصاص‌ محكوم‌ كرده‌ بود كه‌ پس‌ از ارسال‌ پرونده‌ به‌ شعبه‌ 39 ديوان‌عالي‌ كشور از سوي‌ قضات‌ اين‌ شعبه‌ تاييد شد.
دو اعدامي‌ پاياني‌ نيز داوود و شهرام‌ نام‌ داشتند كه‌ دو جوان‌ به‌ نام‌هاي‌ روح‌ا... و كورش‌ را به‌ قتل‌ رسانده‌ بودند. با انجام‌ مقدمات‌ اجراي‌ حكم‌ نام‌ اين‌ دو متهم‌ نيز در ليست‌ اعدامي‌ها قرار گرفته‌ بود.

نجات‌ 2 محكوم‌ به‌ مرگ‌  
خانواده‌ قربانيان‌ در مقابل‌ در ايستاده‌اند و هنوز اميد دارند، همه‌ زيرلب‌ زمزمه‌ دارند. پيرزني‌ كناري‌ ايستاده‌ و دانه‌هاي‌ تسبيح‌ به‌ دنبال‌ هم‌ زير انگشتان‌ او جابه‌جا مي‌شوند.ساعت‌ 40\5 دقيقه‌ است‌ در زندان‌ باز مي‌شود. قاضي‌ اجراي‌ احكام‌ از در زندان‌ خارج‌ مي‌شوند. همه‌ به‌ سوي‌ او مي‌روند و از سرنوشت‌ فرزندشان‌ مي‌پرسند. آقاي‌ قاضي‌ سعيد... اعدام‌ شد... مهدي‌ چي‌ شد* رضايت‌ دادند*...
او از روي‌ كاغذي‌ شروع‌ به‌ خواندن‌ نام‌ افرادي‌ مي‌كند كه‌ حكم‌ مجازات‌شان‌ اجرا شده‌ است‌.
مجيد و موسي‌ با رضايت‌ شاكي‌ و مهلت‌ اولياي‌دم‌ از مرگ‌ نجات‌ يافته‌ بودند و 10 محكوم‌ به‌ مرگ‌ ديگر اعدام‌ شدند.پيرزن‌ ديگر پاهايش‌ توان‌ ندارد روي‌ زمين‌ مي‌افتد، مرد ميانسال‌ سرش‌ را به‌ ديوار تكيه‌ مي‌دهد و شروع‌ به‌ گريه‌ مي‌كند...
20 دقيقه‌ بعد مقابل‌ زندان‌ خلوت‌ مي‌شود و خانواده‌ محكومان‌ به‌ مرگ‌ براي‌ تحويل‌ گرفتن‌ جسد فرزندان‌ خود به‌ پزشكي‌ قانوني‌ مي‌روند.

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 19:8  توسط خبرنگار حادثه  |