تبليغاتX
حادثه نویس
کاغذ مچاله های یک خبرنگار

ديروز عصر ايسنا خبر تلخي رو اعلام كرد. محمد تورنگ از رياست مركز اطلاع رساني پليس تهران استعفا داد.

گرچه همه ما مي دانيم كه محمد تورنگ به خاطر فشارهاي برخي افراد تنگ نظر مجبور به اين كار شد. با رفتن محمد تورنگ بايد فاتحه اطلاع رساني را در پليس تهران بزرگ خواند.

شايد به جرات بتوانم بگويم يكي از اشتباهات رادان موافقت با اين استعفا بود. در دوران رادان در حالي فشارها به تورنگ بيش از حد و از سوي افراد بدون صلاحيت بود كه در دوران طلايي هيچ كس جرات دخالت در كار او را نداشت.

محمد تورنگ رفت و ديگر در جمع خبرنگاران حوادث نيست و تنها براي ما ياد خوب دوران همكاري با او باقي ماند.

اميدوارم هرجا مشغول به خدمت است موفق باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 16:1  توسط خبرنگار حادثه  | 

ديروز بالاخره تصميمي كه مدتها بود به اون فكر مي كردم عملي كردم. عصر ديروز استعفاي خود رو از همكاري با روزنامه اعتماد ملي اعلام كردند . به همكاري يك ساله ام با اين روزنامه پايان دادم.

البته قبل از اين كار با سه نفر از بهترين دوستانم و مهديه مشورت كردم. موضوع رو به سردبير فارس هم گفتم كه با استقبال وي روبرو شدم .

در مورد دلايلم از استعفا نمي خوام اينجا چيزي بگم چون مجبورم يه كتاب بنويسم. اما مي تونم بگم كه از امروز خيلي راحتتر به خبر نويسي در خبرگزاري پرداختم

سعي مي كنم اينجا دوباره خودم را به زمان شرق بازگردانم و سپس به روزنامه اي خوب و حرفه اي برگردم.

طبق تجويز استاد قندي فعلا مي خوام كتاب بخونم.

خيلي خوشحال مي شم بهم كتاب هاي خوب رو معرفي كنيد و اشكالاتم در خبرنويسي رو بهم بگيد .

تشكر از لطف همتون

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 14:18  توسط خبرنگار حادثه  | 

همانطور که در پست قبلی گفتم قراره تغییراتی در وبلاگ بدم که این تغییرات را از امروز شروع می کنم.

قراره از امروز علاوه بر مطالب تحلیلی برنامه خبر sms را اجرا کنم. برنامه ای که در آن خبرها نهایتا در 70 حرف خلاصه می شود.

این شیوه قراره در فارس اجرا شود و من زود تر آن را در وبلاگم تجربه می کنم.

و اما خبر های امروز....

1-کودک 3 ماهه بر اثر شکنجه های پدرش دچار شکستگی دست و قفسه سینه شد و هم اکنون در بخش 5 بیمارستان کودکان بستری است.

2-پسر جوانی در جوادیه تهران صاحبخانه سابقش را به خاطر اختلاف 15 هزار تومانی با چاقو کشت و فرار کرد.

3-جسد 3 عضو خانواده ای که بهطرز مشکوکی فوت کرده بودند پس از یک هفته در خانه اشان در فرمانیه کشف شد.

4-3 پسر جوان که به صورت مسلحانه 2 زن را در تهرانپارس ربوده بودند شناسایی و در یک درگیری مسلحانه دستگیر شدند.

5-پرونده مردی که به خاطر اختلاف حساب دوستش را با شلیک گلوله داخل خودری ماکسیمایش به قتل رسانده بود به دادگاه رفت.

6-خیر مدرسه ساز  در شرکتش در خیابان ایرانشهر به طرز مرموزی به قتل رسید.

7- تعدادی دانشجوی تند رو امروز در جلسه سخنرانی رییس جمهوری در دانشگاه امیر کبیر عکس احمدی نزاد را آتش زدند.

و عکس امروز مربوط به خبر شماره 7 است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 17:20  توسط خبرنگار حادثه  | 

فردا بعد از یک هفته دوری دوباره بر می گردم خبرگزاری . 2 روز که بم بودم و 4 روز هم مرخصی مراسم عقد.

برای اولین بار است که دلم برای خبرگزاری و کار تنگ شده است. کار خبرگزاری یه هیجان خاصی داره.

از فردا قراره در روند کاری ام هم مانند زندگی ام تغییراتی بدم. البته برنامه ای هم برای تغییر در وبلاگ دارم که به موقعش در مورد آن می نویسم.

می خوام بی حرف پیش و اگر بعضی از دوستان بذارند حوادث فارس را تبدیل به بهترین بخش حوادث خبرگزاری ها کنم. با توجه به تجربیات عملی که در این 7 سال کسب کردم و آموزه های تئوری دو ماه گذشته ام و کمکی مهمی که قراره مهدیه به من بکنه در این کار موفق باشم.

دیگه از این روند خبری خسته شدم. برای بعضی از خبرنگارا دادسرای جنایی خلاصه می شود در اتاق ارجاع و یا سایت های خبری.

 شاید از تلاش ما بعضی تازه خبرنگارها هم کمتر خبر بخورند.

فعلا با فعال کردن سه حوزه جنایی، کیفری و پلیس تهران قراره شروع کنم. مهدیه هم قول داده در ارسال خبر کمکم کنه.

خوشحال می شم که شما هم کمکم کنید با راهنمایی های موثرتان.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 15:54  توسط خبرنگار حادثه  | 

این بار از شانس ما مثل اینکه در باغ شهادت را بسته بودند. هواپیما در هوا زیاد تکان می خورد اما سقوط نکرد.

 شاید به این خاطر به درجه رفیع شهادت نرسیدم که هواپیما ما فوکر بود نه توپولف یا سی 130.

"بم هنوز زنده است. بم هیچ مشکلی ندارد.86  درصد خانه های بم بازسازی شده است."

این صحبت های استاندارکرمان است. از شنیدن این جملات خیلی خوشحال شدم اما این خوشحالی زیاد دوام نیاورد. وقتی وارد شهر شدیم هیچ نشانه ای از حرف های استاندار ندیدم.

هنوز خیابان و کوچه ها پر گرد و خاک بود و تله ای از آور در کنار خیابان.

هنوز خانواده های زیادی داخل کانکس زندگی می کنند. آنها نتوانسته اند با وام 15 میلیونی دولت با کارمزد 4 درصد دوباره خانه های خود را بازسازی کنند.

و هنوز 12 هزار دانش آموز بمی در کانکس های کوچک مشغول به تحصیلند.

بم هنوز نتوانسته هویت قبلی خود را بدست آورد.به جای خانه های خشتی بم پس از سه سال فقط اسکلت های آهنی ساخته شده است.

از خرما در شهر خبری نیست و در کنار اتوبان و خیابان نایلون های پر پرتقال قرار داشت.

بعد ازظهر هم برای بازدید ما را بردند ارگ قدیم بم. از ارگ بم هیچی باقی نمانده بود.فقط قسمت بالایی ارگ سالم مانده بود.

خلاصه سالم رفتیم و برگشتیم. مشاهداتم در مورد ارگ را بزودی در قالب یه  گزارش چاپ می کنم فکر می کنم گزارش جالبی بشه.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 13:22  توسط خبرنگار حادثه  | 

دوشنبه روز پر كاري بود از سقوط هواپيما گرفته تا گروگانگيري مدرسه.

اما اين روز با اتفاق جالبي شروع شد. ساعت 7 :10 دقيقه صبح با ديدن خواب سقوط يه هواپيما  در ميدان آزادي از خواب بيدار شدم و ساعتي بعد مهديه با sms خبر سقوط هواپيماي آنتونف رو بهم داد.

باز هم سقوط. بازهم هواپيماي نظامي.

ديگه به كار كردن خبر سقوط عادت كرديم.بعد ارسال خبر هاي سقوط .قاشقمو برداشتم برم نهار كه تورنگ زنگ زد و از گروگانگيري در يك مدرسه در وليعصر خبر داد.

مرد جواني با اسلحه اش وارد مدرسه پسرانه فلق شده بود و بيش از 90 نفر را به گروگان گرفته بود.

جالب اينكه اين گروگانگير از اصفهان آمده بود و با دختر 13 ساله اش اين كارو انجام داده بود.

بعد از دو ساعت و شليك 2 تير هوايي اين گروگانگيري هم به پايان رسيد.

اينها كليات خبر هاي روز دوشنبه و اما.....

1-     دوشنبه هواپيمايي سقوط كرد كه فقط 4 سال از زمان ساختش مي گذشت.

2-     در يكسال گذشته 4 هواپيما در ايران سقوط كرده كه سه تاي اون نظامي بودند

3-     نكته جالب ديگه اينكه از سه هواپيماي نظامي 2 تاي  اون براي سپاه بود

4-     در اين حادثه يك نفر زنده موند اما كسي نتونست با اون مصاحبه كنه كه اين حادثه چطوري اتفاق افتاد.

5-     پوشش خبري صدا و سيما نسبت به اين خبر نابود كننده بود. فقط تا يك ساعت پس از سقوط.

6-     در حادثه گروگانگيري نكته جالب محل حادثه بود.در چند سال اخير 4 گروگانگيري در تهران رخ داده كه سه تاي اون در مدرسه بوده است.

7-     مرد گروگانگير در اين گروگانگيري خواستار صحبت با سعيد مرتضوي دادستان تهران شده بود.

8-     او به خاطر حل كردن مشكلش در اصفهان در تهران گروگانگيري كرده بود.

9-     ...

اما نكته آخر در باغ شهادت به روي من باز شده چون چهارشنبه قرار با هلال احمر برم بم. اونم با توپولف.

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 10:12  توسط خبرنگار حادثه  | 

اما لحظه ای رسید

لحظه پریدن و رها شدن

میون بیم و امید

لحظه ای که پنجره

بغض دیوار و شکست

نقش آسمون صاف

مرغ خسته پرکشید و افق روشن و دید

تو هوای تازه دشت به ستاره ها رسید

لحظه ای پاک و بزرگ

دل به دریا زد و رفت

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 16:2  توسط خبرنگار حادثه  | 

دو هفته بعد از آشنايي با مهديه در روز خبرنگار به عنوان خبرنگار برتر سرويس اجتماعي خبرگزاري انتخاب شدم و ديروز درست دو هفته مونده به مراسم عقدمون نفر اول سيزدهمين جشنواره مطبوعات در بخش گزارش خبري شدم.

از عصر چهارشنبه كه از دبير خانه جشنواره با من تماس گرفتند و گفتند فردا حتما بيا مي دونستم كه مقام آوردم اما حقيقتا فكر نمي كردم نفر اول شده باشم.

ديروز با 45 دقيقه تاخير همراه مهديه به مراسم رفتيم. جلوي در كه استقبال خوبي از جفتمون  شد. وقتي رسيديم تصاويري از شهداي سقوط هواپيماي سي 130 درحال پخش بود. بعد از اون هم مجري توانمند سيما پشت تريبون ايستاد و برنامه را اعلام كرد." قراره در سه پخش به برگزيدگان جوايزي داده شود. البته قبل از آن از خانواده هاي شهداي سقوط هواپيماي سي 130 تجليل مي شود."

با كلي استرس نفرات بخش اول اعلام شدند. مهديه از من بيشتر استرس داشت اما به خاطر اينكه استرس من بيشتر نشه سعي مي كرد رفتارش رو عادي نشون بده.

پس از آن نوبت خواندن داستاني از كودكان قانا بود كه طولاني بودن داستان حوصله همو رو سر برد. و اما نوبت به اعلام برگزيدگان بخش دوم رسيد كه برندگان بخش گزارش خبري در آن بخش بودند.

همينطور اسامي اعلام مي شد و استرس ما بيشتر.

سرانجام به بخش گزارش خبري رسيد ابتدا از برگزيده نشريه محلي تجليل شد. بعد نوبت به مسعود ابراهيمي نفر دوم اين بخش رسيد و سرانجام محمد غمخوار خبرنگار سابق روزنامه شرق و فعلي خبرگزاري فارس.

خوشحالي مهديه از خودم بيشتر بود. سريع خودمو به سن رسوندم. در ميان راه تعدادي از داورها از گزارشم كه مربوط به ربودن 63 نوزاد از بيمارستان هاي تهران بود تشكر كردند.

روي سن هم  بقيه هيات داوران به خصوص آقاي سليمي نمين از گزارش تشكر كرد و گفت: بهترين گزارش بود.

ديگه بقيه مراسم به كنار چون بايد به تلفن و sms ها جواب مي دادم در آخر برنامه هم يه عكس يادگاري با تمام برگزيدگان و آقاي وزير.

اما در ميان برگزيدگان اول بنفشه سام گيس و جواد مقيمي هم حضور داشتند كه از انتخاب آنها خيلي خوشحال شدم.

در آخر هم جشني تو خونه برام گرفتند و حرف بابا كه موفقيتم رو مديون حضور مهديه در زندگي ام مي دونه. منم موافقم.

اما در مورد حاشيه هم كمي بنويسم. امسال تعدادي از اعضاي انجمن صنفي به خاطر اينكه جشنواره رو اونا برگزار نكردن با تحريم جشنواره 13 در اون شركت نكردند. البته بعضي هم بدون توجه به اين تحريم شركت كردند.

من اين حرفا رو قبل از اينكه مقام بيارم هم اعلام كرده بودم پس رو حساب پاچه خواري نذاريد چون حرف حسابه.

سالهاي قبل بعد از اعلام اسامي كلي اعتراض مي شد به نحوه داوري ها. كه البته هم به جا بود. اكثر داورها ليسانس هاي روزنامه نگاري بودند و خودشان مطبوعاتي. اما امسال همه داوران از اساتيد دانشگاه و با دقتي بالا بودند.

امسال مي شه گفت حق به حق دار رسيد. مگه دو سال قبل رو فراموش كرديم كه شب قبل از اعلام اسامي يك خبرنگار به اسامي اضافه شد. اين كار هم هيچ توجيه اي نداشت جز خوردن حق معصومه شهرياري.

امسال مراسم اختتاميه هم عالي برگزار شد و جوايز هم واقعا نفيس بود. هيچ نگرش سياسي هم در انتخاب افراد لحاظ نشد.

اما جايزه من: يه تنديس جشنواره. يك لوح سپاس و سفر تحقيقي به خارج از كشور.

در آخر هم از مهديه عزيز تشكر مي كنم كه ديروز سنگ تموم گذاشت.

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385ساعت 9:3  توسط خبرنگار حادثه  |