تبليغاتX
حادثه نویس
کاغذ مچاله های یک خبرنگار

اهالي محل با ديدن يك سگ در كوچه وحشت زده به خانه هايشان بازمي گشتند. سگ در گوشه اي از كوچه روي زمين خوابيده بود و با آمدن اهالي به كوچه سرش را بلند مي كرد و به آنها خيره مي شد.

يكي از ساكنان كوچه كه جرات بيشتري داشت دلش را به دريا زد و از كنار سگ رد شد اما سگ بي آزار تنها با نگاهش او را تا سر كوچه تعقيب كرد و دوباره خوابيد.

زن جواني كه خيلي ترسيده بود تلفن را برداشت و به 110 زنگ زد. دقايقي بعد گشت كلانتري در محل حاضر شد. مامور كلانتري ادعا كرد جمع آوري سگ وظيفه شهرداري است و با بي سيم از مركز خواست موضوع را به شهرداري اعلام كنند.

يك ساعت از ماجرا مي گذشت كه نيسان شهرداري مقابل كوچه توقف كرد.مامور شهرداري به سمت سگ بي پناه رفت. سگ بيچاره انگار مي دانست چه سرنوشت شومي در انتظارش است.با ديدن مامور شهرداري خود را به خودروي پرايدي كه در كوچه پارك شده بود رساند و زير آن پناه گرفت.

مامور شهرداري با چوبي كه در دست داشت سعي كرد سگ را بيرون بكشد. اما حيوان بي پناه مقاومت كرد. مرد جوان عصباني به سمت خودرو اش بازگشت اسلحه برداشت و لوله آن را به سمت سگ بيچاره گرفت و شليك مي كرد. با اولين شليك سگ شروع به فرار كرد كه فرو رفتن هفتمين گلوله در بدنش توان او را گرفت و روي زمين افتاد. ديدن اين صحنه چنان اهالي را متاثر كرده بود كه با بيرون آمدن از خانه به مامور شهرداري اعتراض كردند.

ديروز يكي اهالي محله هاي جنوب غرب تهران تماس گرفت و با تعريف كردن اين ماجرا خواست آن را چاپ كنيم . هرچه تلاش كردم نتوانستم جايي در صفحه براي خبر پيدا كنم به همين خاطر تصميم گرفتم ماجرا را روي وبلاگم بگذارم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 20:40  توسط خبرنگار حادثه  | 

چهارمين روز نمايشگاه هم به پايان رسيد و من براي دومين روز متوالي در غرفه روزنامه مستقر بودم. نمايشگاهي كه امروز زياد بازديد كننده نداشت . نكته اي كه در نمايشگاه كاملا مشخص است حضور افرادي است كه با توجه به نزديك شدن انتخابات مجلس در غرفه ها مي نشينند و با مصاحبه هاي خود با سايت ها و روزنامه ها سعي مي كند از اين فرصت استفاده كند و خود را دوباره به چهره اي رسانه اي تبديل كند.

امروز يكي از مسوولان ... در نمايشگاه بود اين فرد با همراه خود يك فيلمبردار آورده بود  ودر تمام غرفه ها چند دقيقه اي مي نشست و به سووالات خبرنگاران پاسخ مي داد. امسال هم نمايشگاه تبديل شده به محجلي براي ديدن همكاران قديمي كه مي توان گفت تنها حسن آن براي من است. در اين دو روز خيلي از دوستان قديمي رو ديدم و ديدار ها تجديد شد.

اميدوارم استقبال در 3 روز پاياني بيشتر شود . شوراي عالي ترافيك هم در منطقه طرح زوج و فرد را حذف كند تا بازديد كنندگان راحت تر به نمايشگاه بيايند.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 19:20  توسط خبرنگار حادثه  | 

مجلس نمایندگان افغانستان در مورد سرنوشت نوجوانان زندانی افغان در ایران که محکوم به اعدام شده اند ابراز نگرانى کرده و از دولت افغانستان خواسته است تا از راه هاى دیپلماتیک در راستای آزادی آنان تلاش کند.

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نیز زندانی کردن این نوجوانان در ایران را محکوم کرده و آن را مخالف تمامی موازین بین المللى و حقوق بشری خوانده است.( بي بي سي)

اين ادعا خيلي جالبه. لااقل ما خبرنگاران حوادث فراموش نكرديم جنايت هاي اين دوستان افغان را در كشورمان.

يادمان هست 9 مرد افغان چگونه دختر معلول ايراني را به اسارتگاه مخفوشان در فشم برده و يك ماه مورد فجيع ترين آزار ها قرار دادند.

فراموش نكرديم كه عامل قتل 4 زن در ساختمان نيمه كاره در شمال تهران يك افغاني بود.

به خاطر داريم كه 4 مرد افغان چگونه در ورامين دختر پيانيست را بعد از كنسرتش ربودند و مورد تعرض قرار دادند

 و فراموش نمي كنيم دو نوجوان افغان چگونه مرداد امسال در ساوه گردشگر هلندي را با تهديد اسلحه قلابي در باغي مورد تجاوز قرار دادند. موضوعي كه بازتاب خوبي براي ملت ايران نداشت.

و بازهم فراموش نمي كنيم 14 درصد قتل هاي تهران به دست افاغنه صورت مي گيرد.

حالا با اين وصف دوستان افغان ما در مصاحبه هاي خود با مطرح كردن ادعاهاي كذب و خلاف واقع سعي در مخدوش كردن چهره ايران دارند.

ملتي كه در روزهايي كه در كشورآنها نا امني و جنگ بود با آنها همچون هم وطنان خود رفتار كردند.

خوب است كمي انصاف داشته باشيد. بهتر نبود آماري از زنان ايراني مي داديد كه شوهران افغانشان با پايان يافتن جنگ آنها را با چند بچه رها كرده و به كشورشان بازگشتند.

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 22:14  توسط خبرنگار حادثه  | 

 

ناگهان چقدر زود دیر می شود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 18:40  توسط خبرنگار حادثه  |