|
|
|
|
|
مدتي است وبلاگم شده شبيه وبلاگ هاي مرده نگار.
يك روز مهران قاسمي. روز بعد احمد بورقاني و حالا ننه. ننه هم با همه خاطراتش منو مهديه رو تنها گذاشت و رفت. روحش شاد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:33 توسط خبرنگار حادثه
|
|
||
|
|
|
|
احمد بورقاني هم رفت. آرام و بي صدا . مثل مهران. هنوز فراق مهران را باور نكرده بوديم كه خبر پركشيدن استاد را شنيديم. خبر تلخ و غير قابل باور بود. " احمد بورقاني در دفتر كارش سكته كرد" پيمان مي گفت: سهام به يكي از بچه ها پيام كوتاه داد و خواست براي پدرش دعا كنيم اما نيم ساعت ديگه خبر رسيد احمد بورقاني ديگر پيش ما نيست. خوب يادم هست كه چطور پابه پاي ما در شبهاي چهارشنبه در زمين فوتبال مي دويد. ما كم مي آورديم او انرژي مي داد. خسته كه مي شد گوشه اي از زمين مي ايستاد و از دروازه باني سهام تعريف مي كرد. انصافا هم سهام بهترين دروازه بان تيم اعتماد ملي بود. امروز در مراسم تشييع جنازه سهام را ديدم. خنده بر روي لبانش خشكيده بود. جرات جلو رفتن نداشتم. يك قدم به جلو. برگشتم. پيش پيمان رفتم. " سهام امروز بهتر شده. روز اول خيلي داغون شده بود." ياد ايامي كه پدر و پسر در كنار هم بودند فكرم رو مشغول كرد. دو يار هميشگي محكوم شده بودند به جدايي. محكوميتي كه هيچ دادگاهي نداشت.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 18:30 توسط خبرنگار حادثه
|
|
||
|
|
|
|
|
" به خاطر مشكلات همسرانمان از سوي آنها فراموش شده بوديم. آنها هيچ توجه اي به نياز هاي ما نداشتند و مجبور به برقراري اين رابطه شديم." چند ماه پس از اين ماجرا همسر يكي از زنان به موضوع مشكوك شده و در كانال كولر يك دوربين جاسازي كرد كه پس از چند روز بازبيني فيلم، راز رابطه پنهاني دو خواهر را فاش كرد. با شكايت دو باجناق در دادسراي فرديس پرونده اي در اين رابطه تشكيل و براي محاكمه به شعبه 80 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. قضات شعبه 80 نيز پس از بررسي فيلم واظهارات متهمان راي به اعدام آنها به جرم زناي محصنه داد. ديروز كه براي انجام كاري غير خبري به دادسراي كرج رفته بودم از يكي از قضات اجراي احكام شنيدم كه حكم تاييد شده و به زودي در زندان رجايي شهر اجرا مي شود. اما هنوز معلوم نيست كه دو خواهر اعدام مي شوند يا سنگسار. باز هم بگم محض اطلاع رساني بود نه تحليل. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 8:28 توسط خبرنگار حادثه
|
|
||
|
|
|
|
|
هر دم از اين باغ بري مي رسد تازه تر از تازه تري مي رسد ساعت 7 و 40 دقيقه فردا جوان 21 ساله اي در پادگان اسد آباد اصفهان پاي جوخه مرگ مي رود. رضا شريفي به اتهام ربودن و تجاوز به 17 پسر دانش آموز به اعدام به شيوه تير باران محكوم شده است. بر اساس پرونده، قضات شعبه 17 كيفري اصفهان با توجه به شکایت کودکان و اقاریر مکرر و متعدد وی ارتکاب اعمال قبیح را محرز و قطعی دانسته و با استناد به مواد 108 و110و 112 و 114 و 116 قانون مجازات اسلامی وی را به مرگ محکوم کردند و از آنجا که بموجب ماده 110 قانون مجازات حد این عمل را قتل دانسته و کیفیت آن را در اختیار حاکم شرع قرار داده است ، و مساله پنجم فصل مربوطه صفحه 423 تحریر الوسیله امام ره رای بر محکومیت متهم به قتل از طریق رمی به رصاص صادر می نماید ومتهم نیز به این رای اعتراض و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و شعبه 15 دیوان عالی کشورپس از بررسی موضوع رای صادره را صحیح دانسته و تاييد كردند. به موجب مسئله 5 فصل دوم از صفحه 423 تحریرالوسیله حضرت امام خمینی :قاضی میتواند تصمیم بگیرد در قتل بین زدن گردن با شمشیر و پرتاب کردن از کوه و یا بلندی ، در حالیکه دست و پای فرد جانی بسته باشد ، و یا او را آتش بزنند و یا سنگسار کنند و یا دیوار بر روی وی خراب کنند و یا او را بکشند و سپس آتش بزنند نمي خوام زياد به اين موضوع بپردازم و مخالف مجازات اين تبهكار نيز نيستم اما در اين وضعيت كه ما به خاطر اجراي اعدام محكوم به نقض حقوق بشر هستيم نياز است اين جوان متجاوز تير باران شود.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 17:36 توسط خبرنگار حادثه
|
|
||