تبليغاتX
حادثه نویس - بی خبر از همه جا
کاغذ مچاله های یک خبرنگار
خوب ۳ روز مرخصی ام هم تموم شد و از فردا کار دوباره شروع میشه.فکر می کنم این سه روز دوری از کار برام لازم بود. گرچه مرخصی برای انجام کاری بود. اما سه روز دوری از کار خیلی بهم کمک کرد از این روند یکنواختی روزانه کمی خارج بشم.

مخصوصا که بعد از مدتی دوباره به تاتر برگشتم. امروز اولین تمرینو کردیم. تمرینی با انرژی. ما هرجا بریم باید یه جوری با جرم سرو کار داشته باشیم. اینجا هم نقش یه جاهل زمان .... بهمون رسید. تمرین خیلی فشرده است و باید جمعه بره بازبینی.

امیدوارم که مشکلی پیش نیاد. تو این سه روز همچنین ۲ تاتر و یک فیلم دیدم که به اجرای نقشم کمک کرد.

در مورد اتفاقات چیزی برای گفتن ندارم چون تو این مدت حتی اخبار هم گوش نکردم.

راستی هفته دیگه تولدمه و قرار دوستان به تلافی سال گذشته یه جشن خوب بگیرند. پس پولهاتونو برای کادو جمع کنید. زیاد وقت ندارید. پیشا پیش ورودم به سن ۲۵ سالگی رو به جامعه ۲۵ ساله های جهان تبریک می گم. امیدوارم که ۲۵ ساله خوبی براتون باشم.

اما در پایان از دوستان به خاطر تبریک روز خبرنگار تشکر می کنم. بابا می دونم خیلی شخصی شد ولی حق بدهید من شاید از شما هم بی خبر تر باشم. سعی می کنم با پیدا کردن اولین سوژه یه مطلب خوب بزارم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 0:34  توسط محمد غمخوار  |