تبليغاتX
حادثه نویس -
کاغذ مچاله های یک خبرنگار

امروز مي خوام در مورد فردي بنويسم كه نمي دونم اسمشو دوست بذارم يا دشمن.

كسي كه با اسم هاي يه دوست قديمي و شايد يه همكار برام تو وبلاگ پيام مي ذاره.

 اين دوست كه خيلي از پيام هاشو متاسفانه نتونستم تاييد كنم از همه مسايل سه سال گذشته من مطلع است. اون دوست نداره خودشو معرفي كنه.

 اين دوست يا همكار از اينكه من خبرنگار برتر فارس شدم ناراحته. يا از اينكه بعضي روزا ناراحتم خوشحال مي شه. گاهي برام پيام عاشقانه مي ده و بعدش به اين پيام خودش جواب مي ده.

گاهي هم نصيحتم مي كنه.خوب اينم يه دوست وبلاگيه.

 گفتم شايد از اينكه نظراشو تاييد نمي كنم ناراحت شه.كسي كه از همه زندگي ام خبر داره حتما منو خوب مي شناسه.پس براي جبران تاييد نكردن نظراتش يه پست در موردش مي زارم.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 16:16  توسط محمد غمخوار  |