تبليغاتX
حادثه نویس - این هم زندگینامه سردار
کاغذ مچاله های یک خبرنگار

 امروز تصميم گرفتم در ادامه پست قبلي زندگينامه سردار طلايي رو در وبلاگ بذارم.

پيدا كردن اين اطلاعات براي خودم جالب بود اميدوارم  كه....

در اولين روز از سال 1337 در محله‌اي قديمي در اصفهان به دنيا آمد، خانواده‌اي فقير داشت اما صفا و صميميت و ايمان در هواي خانه موج مي‌‌زد. از كودكي پاي درس و منبر حاج‌آقا بزرگ اژه‌اي رشد كرد و معتقد است به غير از پدر و مادرش آن بزرگوار نقشي مهم در شكل‌گيري شخصيتش داشته است.

پس از اين كه ديپلم گرفت، كار آزاد مي‌‌كرد. سعي مي‌‌كرد در كسب و كار با مردم منصفانه برخورد كند و همين امر باعث شده بود نسبت به ساير كسبه كارش رونق بيشتري داشته باشد.

در سال 1356 به خدمت سربازي رفت اما در سال 57 بود كه به فرمان امام خميني(ره) به همراه ديگر سربازان، پادگان‌ را تخليه كرد.

 پس از انقلاب وارد بسيج شد و افتخار مي‌‌كند كه هنوز يك بسيجي است؛ چند ماه از انقلاب نگذشته بود كه در كردستان آشوب به پا شد و جمعي از هموطنان، گرفتار اشرار و دشمنان آرامش و امنيت كشور عزيزمان شدند؛ به هر حال شرايطي پيش آمده بود كه احساس مي‌‌كرد نبايد بي‌‌تفاوت بود. به كردستان رفت. همين شرايط در دوران دفاع مقدس هم به وجود آمد و به عنوان يك مسلمان و يك ايراني از ابتداي دوران هشت ساله جنگ تحميلي زندگي جديدي را در جبهه تجربه كرد. در زمان جنگ، در عمليات فتح‌المبين مجروح شد...

    پس از شش ماه بستري شدن دوباره به جبهه بازگشت. در شهريور سال 1361 وارد سپاه شد. در شهرهاي ميمه، خوانسار و كاشان فرمانده سپاه بود. در سال هفتاد وارد نيروي انتظامي شد و مدت شش سال، فرمانده انتظامي شهرستان اصفهان بود. از سال 77 تا 80، فرمانده انتظامي استان مازندران و از مرداد سال هشتاد به عنوان رييس پليس پايتخت انتخاب شد.

داراي مدرك ليسانس علوم سياسي است و هم اكنون در مقطع كارشناسي ارشد در حال تحصيل است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 13:48  توسط محمد غمخوار  |