|
|
|
|
|
امروز می خوام ادامه یه داستانو تعریف کنم و در پایان هم دو تا خبر بدم. چند روز قبل در مورد دو دوست نوشتم که یکی از آنها از دست ماموران فرار کرد و دیگری در غم فراق یار خودکشی. و حالا ادامه داستان........ با فرار سارق بی ادب ماموران تحقیقات خود را آغاز کرده و بعد از 10 روز متهم را دستگیر کردند. خلاصه سارق قصه ما به اداره آگاهی آورده شد و در آنجا بهش گفتند که یار دیار گرمابه و گلستان او خودکشی کرده است. شنیدن این خبر اعصابشو خورد کرد کمی به فکر رفت و یه دفعه یادش افتاد که حالت تهوع داره. دست به دل، به خودش پیچید.ماموران که به رفتار خوب با متهمان مشهورند او را به دستشویی برده و در را بستند تا آقا سارق اونجا راحت باشه. در این هنگام سارق برای دیدن سریع یار، نایلونی از جیبش در آورد و با آن خود را حلق آویز کرد. اما یه نکته جالب محمد تورنگ رییس مرکز اطلاع رسانی تهران در این رابطه گفته بود: متهم امروز در جريان بازجويي مدعي شد دچار حالت تهوع شده است به همين خاطر ماموران دستبند و پا بند او را باز كرده و متهم را به دستشويي منتقل كردند كه متهم با نايلوني كه از قبل آماده كرده بود خود را حلق آويز كرد. حالا یه سووال فشار 3 ثانیه ای به گلوی این زندانی واقعا این قدر کشنده بوده؟ خبر اول مربوط به مردیه که به بهانه مبارزه با فساد در سینما بلیت فروش سینما بهمن را کشته بود.متهم پس از دستگیری ادعا كرد بخاطر آنكه سينما را عامل فساد مي دانسته است براي امر به معروف و نهي از منكر دست به قتل زده است
این مرد پس از معاینه در پزشکی قانونی مجنون شناخته شد و به این راحتی از مجازات گریخت. و خبر آخر هم در مورد محمد تورنگ مرد زحمت کش اطلاع رسانی پلیس تهران است که به احتمال قوی در دوران فرمانده ای سردار رادان در این سمت باقی خواهد ماند. اما کمی توضیح برای اونایی که محمد تورنگ مارو نمی شناسند: خوش برخورد ، دقیق در اطلاع رسانی و البته کمی حفاظتی محبوب خبرنگارای حوادث . آخ راستی یادم رفت همیشه در برابر هر اشتباهی در پلیس عذر خواهی می کند. فکر کنم فردا کلی خبر اختصاصی کاسبم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 18:26 توسط محمد غمخوار
|
|
||