تبليغاتX
حادثه نویس - یه روز متفاوت
کاغذ مچاله های یک خبرنگار

امروز مثل چند روز گذشته يه روز عادي برام نبود. صبح خيلي زود از خواب بيدار شدم اما بازهم ترفيك. مثل هميشه با تاخير به سر كار رسيدم و اين ماه هم بايد منتظر كسر كار باشم.

ساعت 8:30 به خبرگزاري رسيدم اما تا ساعت 9 كه بايد برنامه پزشكي قانوني رو مي رفتم نيم ساعت وقت داشتم.

كامپيوتر رو روشن كردم و شروع به ديدن سايت ها كردم. اسم محبوبه حسين زاده در سايت پيك ايران نظرم را جلب كرد.او در مورد خاطراتش در بازداشت در بند 209 اوين نوشته بود. از خوندن خاطراتش خيلي متاثر شدم. تصميم گرفتم موضوع را پيگيري كنم اما بازهم بي جوابي مسوولان.

ساعت 9 رفتم پزشكي قانوني .اونجا ندا حسيني و علي حمزهءي رو ديدم ياد دوراني افتادم كه خبرنگار قوه قضاييه بودم. واقعا جاي عليرضا حسيني خالي بود.

خيلي وقت بود برنامه مطبوعاتي نرفته بود. خيلي سووال در مورد گازگرفتگي تو ذهنم بي جواب مونده بود و بعد از برنامه كلي خوشحال شدم كه به جواب اين سووالهام رسيدم.

البته بايد ازدكتر افشين شاعري هم تشكر كنم. چون پزشكي قانوني حوزه او بود و به خاطر علاقه اي كه به اين برنامه داشتم قبول كرد جاي او برم.

بعد از برنامه سريع با مهديه تماس گرفتم و تلفني خبر رو خوندم وقتي رسيدم خبرگزاري دو تا از خبرهام به لطف او آماده شده بود و توانستم اولين سايتي باشيم كه خبر هاي برنامه امروز را اعلام كرديم.

و اما آخرين خبري كه امروز شنيدم رفع توقيف شرق بود . سريع خبر را با رحمانيان مدير مسوول هميشه خندان روزنامه چك كرده و آن را فرستادم.

امروز 4 چهار تا خبر فرستادم كه هيچ كدومش حوادثي نبود. بعدش هم هيچ علاقه‌اي به گرفتن خبر حوادث نداشتم به همين خاطر شروع كردم به نوشتن مطلب براي وبلاگم.

و اما.........

اميدوارم از دست كسر كار راحت شم.

اميدوارم محبوبه حسين زاده عزيز بتونه روزهاي تهديد را سريع فراموش كنه و روزهاي شيرين را آغاز كنه.

اميدوارم يه روز بتونم از حوزه حوادث دل بكنم و كار در يك سرويس ديگه رو تجربه كنم.

اميدوارم دوباره شاهد حضور شرق بر روي كيوسك هاي روزنامه فروشي باشيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 14:58  توسط محمد غمخوار  |