تبليغاتX
حادثه نویس - نمی دونم اسمشو چی بزارم
کاغذ مچاله های یک خبرنگار
در مورد رفتن به روزنامه ایران نمی خواستم دیگه چیزی بنویسم. اما یکی از دوستان و همکارانی که من براش خیلی احترام قائل هستم کامنتی گذاشت که فکر کنم نیاز به جواب داشته باشه.

۱- دوست عزیز من تمام دبیران سرویسم را با یه لقب صدا می کردم و می کنم. همانطور که به شما می گقتم و می گم رییس.

۲- تغییر این مطلب طمع نیست. تو مطلب قبلی خیلی تند رفتم نخواستم تو وبلاگ به کسی بی احترامی بشه.

۳- خودتان هم می دانید من از قبل از این موضوع بحث رفتنم به ایران مطرح بود. من برای رفتن به جاییُ پاچه خواری کسی رو نمی کنم.

۴- من الان خبرنگار فارسم شاید حقوقم پایین باشه اما جایگاه کاری ام در این مجموعه خوبه. اگر قرار بود با پاچه خواری ایران برم بعد از دادن پیشنهاد از سوی آرمان ببخشید استاد آرمان با شما مشورت نمی کردم.

۵- من اگر ۱۰ ساله دیگه هم ازم بپرسید گزارش نویسی رو از کی یاد گرفتی می گم استاد آرمان همانطور که همیشه می گم طنز خبری را از شما یاد گرفتم.

تعجب نکنید چرا شناختمتون. اگه حواستون رو جمع می کردید موقع فرستادن اولین پیام مشخصات خودتون را حذف می کردید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 19:50  توسط محمد غمخوار  |