|
|
|
|
|
قرار بودبه اين زودي ها قفل وبلاگ رو باز نكنم اما مو 11 ماه از آشنايي من و مهديه مي گذره و حدود 6 ماه از عقدمان.11 ماهي كه زماني آغاز شد كه من درگير بحران هاي زيادي بودم . تحملم در اين ايام سخت بود و حرف و حديث زياد. "هركسي از ظن خود شد يار من از درون من نجست اسرار من" اما آغاز اين مرحله از زندگي باعث شد بحران پس از مدتي به آرامش تبديل شود. 11 ماهي كه پر از خاطره هاي تلخ و شيرين بود والبته شيريني اش بيشتر از تلخي. خوب اينها را گفتم كه يك روز قبل از تولد مهديه با ياد آوري حضور گرمش رو در زند گي كارم و ازش تشكر كنم و تولدش را تبريك بگم. قرار است فردا به عدد 23 روي كيك تولدش فوت كنه و بيست و سومين بهار زندگي اش را آغاز كند. كه اميدوارم هر روز شاد تر از گذشته باشه البته دركنار من! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 12:41 توسط محمد غمخوار
|
|
||