تبليغاتX
حادثه نویس - یدونه بخرید
کاغذ مچاله های یک خبرنگار

هزار تومن. نقاشي هاي خودمه دونه اي هزار تومن.

ساعت 9 شب دوشنبه 28 خرداد ماه.

دختر 12 ساله كنار خيابان هنگام تهران ايستاده.

گرد كهنگي بر روي لباسهاش مشخص بود.

 در گوشه اي ايستاده .

 دو برگه آ 3 دستش گرفته .

 روي برگه با مداد رنگي دو چهره از زناني با لباس هاي رنگي را نقاشي كرده .

با عبور هر عابر نقاشي ها رو به سمتش مي گرفت و از او مي خواست نقاشي اش را بخرد.

مرد جوان مقابلش ايستاد و يكي از نقاش ها را خريد.

خيلي خوشحال شد.

شادي رو مي شد را حت تو چهره اش ديد.

دختر 12 ساله ماجراي ما، هنرش نقاشي است.

نسبت به سنش خيلي خوب مي كشد.

اما اگر پولي براي رفتن به كلاس نقاشي داشت در مدت يك ترم مي توانست تبديل به يه نقاش حرفه اي شود.

روزها در خانه نقاشي مي كشد و شبها آن را در كنار خيابان مي فروشد.

از كارش خيلي راضي است.

پول هنرش را مي گيرد و صدقه هم قبول نمي كند.

از زندگي اش راضي است اما................................

ديدن اين صحنه خيلي آزارم داد.

تصميم گرفتم در موردش بنويسم اما تحليل با خودتون.

اينطوري مجبور نمي شم دوباره قثلش كنم.

در حاشيه 1: ديگه تحت هيچ شرايطي دروبلاگ را قفل نمي كند حتي..... اما كمي دست به عصا جلو مي رم و با كسي هم كار ندارم.

در حاشيه 2: مهديه بابت پيام هاي زيباتون خيلي خوشحال شد و تشكر كرد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 12:49  توسط محمد غمخوار  |