تبليغاتX
حادثه نویس - خنجر این بد
کاغذ مچاله های یک خبرنگار
خنجر اين بد , به قلب من نزدي زخم

گر همه از خوب هيچ با دلتان بود

دست نوازش به خون من نشدي رنگ

ناخن تان گر نبود دشمني آلود


ورنه چرا بوسه خون چکاندم از لب ؟

ورنه چرا خنده اشک ريزدم از چشم ؟

ورنه چرا پاک چشمه آب دهد ,زهر ؟

ورنه چرا مهر بوته , غنچه دهد خشم ؟



من چه بگويم به مردمان , چو بپرسند ؟

قصهء اين زخم ديرپاي پر ازدرد ؟

لابد بايد که هيچ گويم , ورنه

هرگز ديگر به عشق تن ندهد مرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:21  توسط محمد غمخوار  |