|
|
|
|
حادثه نویس :پرونده مردي كه با حمله به دو دخترش، يكي از آنان را با ضربههاي چاقو به قتل رسانده بود، براي رسيدگي به شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. در اين حادثه كه در روز دوم شهريور ماه سال گذشته در شهر ري رخ داد، ماموران كلانتري 172حضرت عبدالعظيم با تماس تلفني زني در جريان وقوع جنايت قرار گرفتند و به سرعت خود را به محل حادثه رساندند. آنان پس از ورود به خانه مورد نظر در اتاق خواب ساختمان با بدنهاي خونآلود دو دختر جوان خانواده درحالي روبهرو شدند كه در كنار هم روي فرش افتاده بودند. پليس بلافاصله پس از اينكه متوجه شد يكي از دختران هنوز زنده است، او را به بيمارستان انتقال داد. لحظاتي بعد بازپرس شعبه سوم دادسراي شهر ري به همراه كارآگاهان آگاهي در محل جنايت حاضر شدند و بررسي درباره آثار و نشانههاي موجود در محل را آغاز كردند. مادر خانواده وقتي از سوي بازپرس تحت بازجويي قرار گرفت، در اين باره گفت: دخترانم وقتي به خانه آمدند، از سوي شوهرم مورد بازخواست قرار گرفتند. درحالي كه آن دو بياعتنا به سئوالات پدرشان به اتاق خود ميرفتند، ناگهان شوهرم درحالي كه چاقويي در دست داشت، به سمت آنان حمله كرد. او پس از وارد شدن به اتاق خواب، در را بست و ما فقط صداي فريادهاي دخترانم را شنيديم. لحظهاي بعد او با كارد خونآلودي بيرون آمد و گفت هر دو را كشتم. درحالي كه تحقيقات ماموران در محل حادثه ادامه داشت، پدر خانواده در تماس تلفني با خانهاش اعلام كرد قصد دارد خود را به ماموران معرفي كند. اين مرد 58 ساله كه كارمند بازنشسته يك نهاد فرهنگي است، وقتي از سوي بازپرس پرونده تحت بازجويي قرار گرفت، در اين باره گفت: من تمام زندگيام را وقف بچههايم كردهام. 6 دختر دارم كه سه تاي آنها داراي مدارك عالي دانشگاهي هستند. دختر 30 سالهام - مقتول - كه مهندس شيمي بود، پس از دو بار ازدواج ناموفق، طلاق گرفته و به تنهايي زندگي ميكرد. او هر بار با دختر چهارم صحبت ميكرد، به شدت او را تحتتاثير خود قرار ميداد. اين اواخر ديگر به تذكرهاي من هم اهميت نميداد و ديگر دختر 23 سالهام هم اهميتي برايم قائل نميشد. يك شب وقتي با همكارانم بيرون رفته بودم، در بازگشت متوجه داد و فريادي از داخل خانه شدم. ساعت 24 شب بود. داخل شدم، ديدم دو خواهر با مادرشان گلاويز شدهاند. كمي با آنها جر و بحث كردم. آنها به خانه خواهرشان در تهران رفتند. ظهر در خانه بودم كه آنها آمدند. پرسيدم شب گذشته كجا بوديد، آنها جواب سربالا دادند. ميدانستم كه آنها شب گذشته در يك پارتي شركت كرده بودند. عصباني شدم، نميدانم چه شد كه ناگهان چاقوي آشپزخانه را برداشتم و به طرف آنها حمله كردم. وي در ادامه گفت: من با اين كارم كانون خانواده را از فساد نجات دادم. اصلاً پشيمان نيستم. فكر ميكنم فراهم آوردن رفاه بيش از حد براي آنها باعث به وجود آمدن اين شرايط شده است. پليس در بررسيهاي خود براساس اين اطلاعات احتمال داد، دختر جوان به خاطر شركت در جشن پارتي فوتباليستها قرباني خشم پدر شده باشد. بدين ترتيب دختر كوچكتر خانواده كه با خواهر بزرگترش صميميت بيشتري داشت به دادسرا احضار شده و تحت بازجويي قرار گرفت. وي گفت: از شهرهاي مختلف با خانه ما تماس ميگرفتند و ميگفتند كه دختر شما را در سيدي پخش شده از پارتي فوتباليستها ديدهايم در حالي كه خواهرم در آن مراسم حضور نداشت. با توجه به اين اظهارات وقتي بازپرس با انكارهاي شديد مادر خانواده در اين باره روبهرو شد دستور داد تا يك نسخه از سيدي جشن فوتباليستها و عكسي از قرباني حادثه در اختيار كارشناسان قرار گيرد. بررسيهاي دقيق و فني انجام گرفته از سوي متخصصان مشخص كرد كه دختر مورد نظر در پارتي فوتباليستها تنها شباهت ظاهري با دختري دارد كه قرباني خشم جنونآميز پدرش شده است. با فرستاده شدن پرونده به شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران اين مرد كه متهم به قتل يكي از دخترانش و مجروح كردن يكي ديگر از آنها است، به زودي پاي ميز محاكمه خواهد رفت. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1384ساعت 20:25 توسط محمد غمخوار
|
|
||